و در تواصل و در يكديگر رسيدن و پيوسته شدن عجايب آثار و مظاهر اسرار آن .
و لياح أنواره .
و در پرتو انداختن انوار آن صفات بر يكديگر ، و دريافتن بواطن صافيه ، آثار و خواص انوار آن را . پس از اين جهت هيمان غالب و ممتد گردد ، و عقول محو ، و افكار متلاشى شود .
و « 1 » الدرجة الثالثة : هيمان عند الوقوع فى عين القدم ،
درجهء سيم ، هيمانى است در وقت فناى رسم بنده در بقاى اسم حق .
و معاينة « 2 » سلطان الأزل ،
و « 3 » در وقت معاينهء حضرت احديّت ذات ازلى را به صفت تسلّط و استيلا بر رسوم حدثان .
و الغرق فى بحر الكشف . « 4 »
و در وقت استغراق در بحر كشف عيانى ذاتى . و صاحب اين مقام از احوال خلق ذاهل « 5 » و بىشعور بود و از محسوسات غايب . و گاه حركات و سكنات وى نامربوط و نامضبوط شود ، بر خلاف معتاد ؛ و از نظام عقل منصرف « 6 » بود .
فصل
صورت ضرب اين مقام در اقسام عشره چنانچه در هر باب گذشت ، بر نهجى است كه در مقام دهش مذكور است ؛ الّا آنكه در هيمان به صفت دوام و استقرار است .
باب البرق
قال اللّه تعالى :
إِذْ رَأى ناراً
« 7 »
هامش
( 1 ) . ع : - و .
( 2 ) . ج : معاينته .
( 3 ) . ج : - و .
( 4 ) . ع : المكاشفة .
( 5 ) . ج : داهل .
( 6 ) . ع : متصرف .
( 7 ) . طه / 10 .