يابد ؛ و اين را نهايت سفر ثانى گويند .
و بعد از اين سفر ثالث است كه تنزّل انبيا است به مرتبهء عقول ، از براى تعليم و تفهيم خلق ، و اين را « 1 » « سير الحق فى الخلق » گويند .
و باز سفر رابع اعتبار كردهاند رجوع انبيا را از خلق به حق ؛ و اگرچه در صورت موت بود ؛ و حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله « 2 » در اين حال مىفرمايد كه : « اخترت الرفيق الأعلى » 369 .
فصل
صورت طمأنينه در « بدايات » آرام نفس است به ذكر حق . و در « ابواب » آرام خايف است به رجا . و در « معاملات » « 3 » آرام قلب به حضور و مراقبه و توكّل و تسليم . و در « اخلاق » آرام دل به تخلّق به اخلاق الهى . و در « اصول » آرام دل در قصد به كشف ، و در فقر به غنا باللّه . و در « اوديه » به سكونى كه امن يقين مقوّى وى بود ، مقرون به روح انس باللّه . « 4 » و در « احوال » آرام سرّ « 5 » در شوق به وعدهء لقا . « 6 » و در « ولايات » آرام روح به تمكّن « 7 » در تحقق به صفات الهى . و در « حقايق » آرام خفى به جمع . « 8 » و در « نهايات » آرام شاهد به « 9 » شهود حضرت به لطف جمال .
باب الهمّة
قال اللّه تعالى :
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
« 10 »
يعنى حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم « 11 » در توجه به حقّ التفات به ما سوا نكرد ، و به « 12 » هيچ سو ننگريست ، و با « 13 » وجود « 14 » كمال حال از شوايب طغيان مصون و محفوظ ماند .
هامش
( 1 ) . ج : - را .
( 2 ) . ع : ص .
( 3 ) . ع : - آرام خايف است به رجا . و در معاملات .
( 4 ) . ج : با اللّه .
( 5 ) . ج : صبر .
( 6 ) . ج : بقاء .
( 7 ) . ج : تمكين .
( 8 ) . ج : حق .
( 9 ) . ج : - به .
( 10 ) . النجم / 17 .
( 11 ) . ع : ص .
( 12 ) . ع : - به .
( 13 ) . ج : به .
( 14 ) . ج : - وجود .