و ميان مقام طمأنينه و مقام سكينه از دو جهت فرق است كه به آن از يكديگر ممتاز مىگردند :
يكى ، آنكه سكينه را صولت و حملهاى است كه در وقت انزعاج و اضطراب دل از حرارت فتنهء « 1 » مهيبه ، و غلبهء هيبت به استيلاى نور عظمت حق ، بر دل نازل مىشود و حرارت آن را فرومىنشاند .
و طمأنينه ، سكون امنى است مستلزم روح انس ، نه آنكه بغتة نازل شود و باز غايب گردد . و « 2 » استراحت كه در سكينه از امن خوف و هيبت است ، در طمأنينهء دايم است ، و در وى استراحت انس بىملاحظهء خوف و هيبت بر مزيد است ؛ پس اين مقام اقوى باشد .
و الثاني : أنّ السكينة تكون « 3 » نعتا و تكون « 4 » حينا بعد حين ؛ و الطمأنينة نعت لا يزايل « 5 » صاحبه . « 6 »
فرق دويم ، آن است كه : سكينه ، نعت و صفت صاحب خود مىباشد ؛ و هروقتى بعد از وقتى به مقتضاى حالى ظهور مىكند به صولت وى . و طمأنينه نعت و صفتى است صاحب خود را به طريق دوام و ثبات ، كه هرگز از وى زائل نمىگردد .
و هي على ثلاث درجات :
و اين طمأنينه بر سه درجه است .
الدرجة الأولى : طمأنينة القلب بذكر اللّه ؛
درجهء اوّل ، آرام دل است به ذكر حق . قال اللّه تعالى :
أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ .
« 7 »
و هي طمأنينة الخائف إلى الرّجاء ،
و آن آرام دل خايف است به رجا ؛ يعنى هرگاه دل را از جهت تقصيرات خود « 8 » خوف و عيد فروگيرد ، چون ياد حق بر وى غالب بود ، علاج از حق دانسته و به لطف و عنايت وى اميدوار بوده ، اضطراب خوف وى سكون و آرام گيرد .
و الضّجر إلى الحكم ،
هامش
( 1 ) . ع : - فتنه .
( 2 ) . ج : - و .
( 3 ) . ع : يكون .
( 4 ) . ع : يكون .
( 5 ) . ع : يزال .
( 6 ) . ع : - صاحبه .
( 7 ) . الرعد / 28 .
( 8 ) . ج : - خود .