صدق و اخلاص موصوف بود ، « 1 » و از شوايب حظوظ نفسانى محفوظ و اطلاع حق بر ضمير دل ملحوظ .
و إبرامه « 2 » عزما ،
و به ابرام « 3 » و احكام قصد از روى عزم تا اتمام و امضاى وى مقطوع « 4 » و مجزوم « 5 » بود .
و تصفيته حالا .
و به « 6 » تصفيهء قصد از ريا و نفاق ، و أعراض از أغراض و اعواض از روى حال شهود ، تا به مشاهدهء معبود قصد وى به مقصود پيوندد .
و « 7 » الدرجة الثانية : الإحسان فى الأحوال ؛
درجهء دويم احسان است در احوال ؛ و مراد اينجا احوالى است كه نتيجهء اعمال و ثمرهء عبادات است و مترتّب بر آن ظاهر و لايح مىگردد ، نه احوالى كه محض مواهب الهى است . و آن آن است كه در قسم ششم مفصّل خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى .
و هو أن يراعيها غيرة ،
و احسان در احوال آن است كه از روى غيرت رعايت آن كند كه كسى بر آن اطلاع نيابد ، و از ملاحظهء اغيار مستور بود ، و از ملاحظهء نفس نيز كه نامحرمتر « 8 » از « 9 » اغيار است محفوظ باشد ؛ تا در نظر حق از شوايب ريا و نقايص « 10 » عجب صاف و پاك نمايد .
و يسترها تظرّفا ، « 11 »
و پوشيده « 12 » دارد احوال و واردات و انوار و اسرارى كه بر وى وارد و طارى مىشود از روى تظرّف « 13 » و تنزّه ؛ از آنكه به آن شهرت يابد و عام « 14 » كالانعام به وى روى « 15 » نهند و مهمّات به وى سازند ، و وى را به عقيدهء « 16 » كاذبهء مفسدهء فاسده « 17 » مغرور گردانند .
هامش
( 1 ) . ع : - آن از روى . . . بود .
( 2 ) . ع : ايرامه .
( 3 ) . ع : ايرام .
( 4 ) . ج : مقطوط .
( 5 ) . ع : مجذوم .
( 6 ) . ع : - به .
( 7 ) . ج : - و .
( 8 ) . ع : تو و .
( 9 ) . ع : - از .
( 10 ) . ج : نقايض .
( 11 ) . ج و ع : تطرّفا .
( 12 ) . ع : پوشيذه .
( 13 ) . ع : تطرّف .
( 14 ) . ع : + و .
( 15 ) . ع : روى به وى نهند .
( 16 ) . ج : به قصيده .
( 17 ) . ع : - كاذبه مفسده فاسده .