و مراد « 1 » قناعت به حقوق ضرورى و سلامت از حظوظ فضولى است ؛ كه شهوات و هواهاى « 2 » وى است .
و براءتها من المراءاة . « 3 »
و از تتمّهء درجهء ثانيه ، برائت و خلاص شدن است از ريا و عجب ؛ كه خودنمايى و خودبينى است . چون « 4 » نفس در مقام اطمينان ، لذت حظوظ طاعات و دفع آلام معاصى دريافت ، از لذت جسمانى و شهوات حيوانى مستغنى گشت . « 5 » و چون به رعايت اخلاص شرف اختصاص يافت ، از « 6 » ساير اغراض و اعواض « 7 » بىنياز شد .
سؤال : اگر كسى پرسد كه چون ترتّب « 8 » درجات در « 9 » هر مقام به طريق ترقّى مذكور است ، چون بود كه اينجا غناى « 10 » قلب در درجهء اوّل مذكور است « 11 » و غناى نفس در درجهء دوم ؟
جواب : گوييم « 12 » كه بر آن معنى كه مشروح گشت اين سؤال مرفوع است ؛ يا خود گوييم كه غناى قلب زود ميسّر است ؛ كه جبلّت وى بر آن است . امّا غناى نفس موقوف بر اطمينان است . و نفسى « 13 » كامل بايد كه وى را اين صفت حاصل بود ؛ كه به لذّت عبادت از لذّت شهوت مستغنى بود .
يا « 14 » خود گوييم كه غناى قلب را مقدّم گردانيد كه غناى نفس مستفاد و مستفاض از وى است ، چون موقوف عليه بود و اين صفت از قلب به نفس سرايت كرده بود ، وى را مقدّم داشت .
و « 15 » الدرجة الثالثة : الغنى بالحقّ ؛ و هو « 16 » على ثلاث مراتب :
درجهء سيم ، غنا باللّه « 17 » است و اين را سه مرتبه است :
هامش
( 1 ) . ج : + از .
( 2 ) . ج : هواى .
( 3 ) . ج : الموايات .
( 4 ) . ج : + در .
( 5 ) . ع : شد .
( 6 ) . ج : - از .
( 7 ) . ج : اغواض .
( 8 ) . ع : قربت و .
( 9 ) . ج : - در .
( 10 ) . ع : غناء .
( 11 ) . ع : شد .
( 12 ) . ع : - گوئيم كه بر آن معنى كه مشروح گشت اين سؤال مرفوع است يا خود .
( 13 ) . ج : نفس .
( 14 ) . ج : ما .
( 15 ) . ع : - و .
( 16 ) . ج : - هو .
( 17 ) . ج : با اللّه .