حاصل ، سبب حياى تمام است . و اين درجه به جهت مشاهدهء كشفيه اعلى و « 1 » اقدم است .
فصل
صورت حيا در « بدايات » حيا است از مخالفات و تقصير در مجاهدات « 2 » . و در « ابواب » از دواعى جرأت ، از جهت اطلاع حق بر باطن . و در « معاملات » از اشراف بر علّت معامله . و در « اخلاق » انكسار از علم قرب . و در « اصول » از فترات در راه ، و غفلات از ادب انتباه . و در « اوديه » « 3 » از عجز از متابعت علم و رعايت حق تعظيم . و در « احوال » از مخالفت حكم علم به حكم حال ، از جهت ظهور وجود نفس . و در « ولايات » انكسارى « 4 » آميخته به هيبت اجلال « 5 » ، از جهت كدورت تفرقه در صفاى وقت و حال . « 6 » و در « حقايق » حيا از حجبهء 268 « 7 » بقاياى هستى در وقت معاينه ، و « 8 » از افراط بسط در وقت سكر . و در « نهايات » حيا از عجز از « 9 » اداى عبوديت در اوايل مقام بقا .
باب الصّدق
قال اللّه تعالى :
فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ
« 10 »
يعنى چون از حق تعالى توجه امر جهاد به بندگان متحقق « 11 » گشت ، اگر صدق ورزيدندى در عزيمت بر اداى فرمودهء او ، هرآينه مر ايشان را بهتر بودى .
الصدق اسم لحقيقة « 12 » الشّيء بعينه حصولا و وجودا .
يعنى صدق نامى است مر حقيقت شىء را كه حصول آن « 13 » در ظاهر ، و وجود آن فى نفس الامر بعينه يكى باشد ؛ يعنى آنكه 269 در وقت حصول ظاهر مىگرداند ، موافق بود
هامش
( 1 ) . ج : - اعلى و .
( 2 ) . ج : - در مجاهدات .
( 3 ) . ج : ( از ) در نسخه زدوده است .
( 4 ) . ع : انكسار .
( 5 ) . ع : جلال .
( 6 ) . ج : + او .
( 7 ) . ج : ححبه .
( 8 ) . ج : - و .
( 9 ) . ع : - از .
( 10 ) . محمد / 21 .
( 11 ) . ضبط ج ( متحق ) است كه در هامش تصحيح شده است .
( 12 ) . ج : لحقيقته .
( 13 ) . ج : - آن .