مقام رضا ظفر يابد . و اگر « 1 » در آن مرتبه « 2 » نباشد به مطالعهء حكم ازل و معاينهء سرّ قدر ، به وصول به عين يقين فايز گردد . و اگر از « 3 » اين نيز « 4 » نازل بود ، در مقام علم به قوّت « 5 » ايمان و نصرت ايقان ، در حمايت [ و ] پناه صبر درآيد . و « ظلف » نفس را « 6 » از متابعت « 7 » هوا منع كردن است .
و « 8 » الدرجة الثالثة : معاينة اوّلية الحقّ ،
درجهء سيم ، معاينهء اوّليّت و ازليّت حق است تا مشاهده كند و دريابد كه هرچه واقع مىشود بر خلايق ، صورت معلومات « 9 » حق است كه در ازل به آن متجلّى « 10 » شده است و قسمت و نصيب هركس معيّن شده . پس به مشاهده ببيند « 11 » كه آنچه از براى وى مقرّر شده نه كم مىشود و نه بيش ، نه پس مىرود و « 12 » نه پيش .
ليتخلّص من محن القصود ،
تا خلاص شود از محنت قصود در طلب مقصود ناموجود .
و تكاليف الحمايات ،
و خلاص شود از تكاليف حمايتها و احترازها ، و فرار از مزاحمت بلاها و محنتها .
و التّعريج على مدارج الوسائل .
و خلاص شود از ميل « 13 » توقف بر طرق اسباب و وسايط . كه به هيچ كس و هيچ چيز التجا نكند ، و استعانت و استمداد از حق نمايد و بس .
فصل
صورت ثقه در « بدايات » تصديق خبر است جزما . و در « ابواب » اعتماد بر واهب قوا و
هامش
( 1 ) . ج : - اگر .
( 2 ) . ج : - مرتبه .
( 3 ) . ج : - از .
( 4 ) . ع : - نيز .
( 5 ) . ج : به فتوت .
( 6 ) . ج : - را .
( 7 ) . ج : - متابعت .
( 8 ) . ج : - و .
( 9 ) . ج : معلولومات .
( 10 ) . ع : متحلّى .
( 11 ) . ع : بيند .
( 12 ) . ج : - و .
( 13 ) . ع : + و .