است .
و هي تشرّف تصحبه تقيّة ،
و اين مرتبهء تشرّف « 1 » است به لوائح وصول كه تقوا و حذر از ما سواى مصاحب وى بود .
و « 2 » تحمله همّة نقيّة ،
و قوّت تحمل وى همّتى را بود كه از دنس علايق و ميل خلايق پاك بود .
و لا تبقى « 3 » معه من التّفرّق بقيّة .
و باقى نباشد با وى از تفرقهء نفس و « 4 » غير بقيّهاى ؛ و اين بدايت فنا و غايت قرب است در مقام خفى با « 5 » مقام روح .
فصل
صورت رغبت در « بدايات » ميل نفس است از طبع به قلب . و در « ابواب » رغبت به نعيم باقى عند التلاقي . و در « معاملات » رغبت ارباب شواهد به تجليات موثوق بها . و در « اخلاق » رغبت « 6 » در خصال فتوت به استعداد كمال ولايت . و در « اصول » رغبت در مقصود و اعراض از اغراض و قصود « 7 » . و در « اوديه » رغبت در آنچه سبب طمأنينه « 8 » و علوّ همت بود . و در « احوال » انجذاب به شوق به ملابست « 9 » ذوق . و در « ولايات » استغراق در انوار صفات . و در « حقايق » ملاحظهء لمعان نور ذات . و در « نهايات » معيّت با حق بىمقارنت . « 10 »
هامش
( 1 ) . ج : تشرّق .
( 2 ) . ج : - و .
( 3 ) . ج و ع : يبقى .
( 4 ) . ع : - و .
( 5 ) . ج : - با .
( 6 ) . ع : - ارباب شواهد به تجليات موثوق بها و در اخلاق رغبت .
( 7 ) . ع : قصور .
( 8 ) . ع : + است .
( 9 ) . ج : ملابسهء .
( 10 ) . ج : مقارينه .