خسيس .
پس رجاى اين مرتبه ، صفاى همّت است از كدورت غير ، و تعلّق به ملازمت حق و يك جهت بودن در توجّه به حق .
الدّرجة الثالثة رجاء أرباب القلوب ،
درجهء سيم ، رجاى ارباب قلوب « 1 » كه اميد وصال محبوب است .
و هو رجاء لقاء الحق عزّ و جلّ ،
و آن رجاى « 2 » لقاى حق است تعالى .
الباعث على الاشتياق ،
كه باعث است آن رجا بر اشتياق ، كه شدّت شغف « 3 » و آرزومندى قرب محبوب است ؛ و اين اشتياق بعد از وصول باقى مىماند از جهت شغف « 4 » به ادراك تجلّيات لايتناهى ؛ به خلاف شوق كه آن در حال فراق مىباشد .
المنغّص للعيش ،
و آن رجا منغّص عيش و زندگانى دنيا است ؛ از جهت « 5 » لذت گرفتن صاحب وى « 6 » از عيش حقيقى .
المزهّد فى الخلق .
و آن رجا چون صاحب وى را شغف « 7 » و آرزومندى حق است ، از صحبت خلق متنفّر است .
فصل
صورت رجا در « بدايات » توقّع نجات است . و در « ابواب » اميد ثواب . و در « معاملات » اميد كرامت و اقتراب . و در « اخلاق » اميد فتوّت و صحّت مروّت . و در « اصول » بسط به
هامش
( 1 ) . ج : + است .
( 2 ) . ع : رجاء .
( 3 ) . ج : شعف .
( 4 ) . ع : شعف .
( 5 ) . ع : آن جهت .
( 6 ) . ع : آن .
( 7 ) . ج : شعف .