بندگى و قرب به جناب حق غالب ، و از وى خدمتى لايق و عملى صالح نمىآيد .
و شيم برق لطفه بك .
سيم ، ملاحظه و چشمداشت بوارق الطاف بىنهايت و لوامع انوار بىغايت ؛ كه چون از افعال و اعمال خود نوميد و فانى گشت ، لوائح عواطف الهى و روايح « 1 » عوارف 131 نامتناهى متوجه حال و مآل بندهء بيچاره مىگردد و « 2 » در نوميدى بسى اميد است .
فصل
صورت انابت در « بدايات » رجوع است به حق به وفاى « 3 » عهد توبه . و در « ابواب » تعديل قوا « 4 » از براى امتثال امر . و در « معاملات » توجه نفس به قلب از براى اقتباس انوار ، و استيصال اكدار . و در « اخلاق » ثبات نفس در اطاعت قلب و متابعت وى در توجه به حق .
و در « اصول » طيران قلب در ترقّى به صحّت عزم و تنسّم روح 132 انس . و در « اوديه » درآمدن در وادى توحيد و لمعان نور تجلّى . و در « احوال » انجذاب به حق به قوّت محبّت .
و در « ولايات » استغراق در سبحات 133 جمال ، و انقطاع از اغيار . و در « حقايق » پناه بردن به وحدت ذات از استيلاى كثرت صفات . و در « نهايات » نابود شدن در عين جمع ، و خلاص بودن از پروانه و شمع .
باب التفكر
و قال اللّه تعالى :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
« 5 »
يعنى فروآورديم از لوح محفوظ به سوى تو اى محمّد قرآن را تا بيان كنى با مردمان ، احكام و شرايعى كه از براى ايشان منزل گشته است ؛ و مواعظ و معارفى كه به ايشان فرستاده شده است ، شايد كه تفكر « 6 » كنند و طريق نجات خود را بشناسند .
هامش
( 1 ) . ج : فوائح .
( 2 ) . ع : + شعر .
( 3 ) . ع : وفاء .
( 4 ) . حاشيه ج : قويل .
( 5 ) . النحل / 24 .
( 6 ) . ع : تفكرى .