( اما بعد ، ) چون هبوط به ارض معلول به معصيت بود ، ارض محلّ عقوبت و سجن انسان تواند بود ، و در سجن و محلى كه موضوع براى عقوبت باشد ، طمع راحت داشتن خلاف خرد است ، بهانه بر هر چيز نبايد انداخت كه به سبب فلان چنين شد و چنان شد كه اينها لوازم نشئه است ، اگر به كيفيّتى نشد به كيفيّتى دگر شدنى است ، دواى اين صبر است و تحمّل تا اين دور سرآيد و ايّام عقوبت و محنت بگذرد و نشئه منقلب گردد ، آنگاه اگر طمع راحت دارند شايد « لا راحة للمؤمن من دون لقاء اللّه . » اى اولياى من :
اگرچه جمله در اندوه و درديم * يقين دانم كه آخر شاد گرديم
« چو دردى هست درمان نيز باشد » صبر كنيد و انتظار فرج در بعد الموت كشيد كه قبل الموت از لوازم اين نشئه خلاصى نيست خلاص كلى در آن جهان است . و اللّه ولىّ التوفيق .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 343 - [ پدر وسيله بود ، اگر وسيله نماند بىوسيلگى نيز وسيلهاى است ]
( از بنده ضعيف به سوى فرزندان سلف الاخوان امير محب الدّين خليل اللّه افاض عليه شآبيب الغفران ) .
روزى ده خداى است اگر پدر شما نماند ، آفريدگار شما و پدر مانده است ، پدر وسيله بود ، اگر وسيله نماند بىوسيلگى نيز وسيلهاى است :
گفت چون سلطان جان بيرون رود * عين هر بىآلتى آلت شود
زينهار كه انديشه مكنيد و دل به خداى قوى داريد و به رحمت او اميدوار باشيد ، او رفت و ما نيز در پى او مىرويم ، همه آنجا جمع خواهيم شد ( كه ) به ديدارى كه مفارقت از عقب نداشته باشد برسيم ، جهد در آن كنيد كه از هم تخلف نكنيد ، هرگاه