بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 337 - [ مرگ در پيش و اينچنين مشغول ؟ ]
من عبد اللّه ( قطب بن محيى ) الى ( وليّى فى اللّه الامير مجد الملّة و الدّين ) اسماعيل ( مرة ثانيه ) .
آدمى را كه چنين روز اعنى روز مرگ در پيش است ندانم كه چگونه به اين و آن مشغول مىشود ؟ آيا نمىداند كه آن دم چه دمى است ؟ يا دنيا سحّاره است ، چشم وى بسته تا نبيند آنچه ديدنى است چنانچه هست ، تا آن زمان كه به آن رسد فجأتا ، آمادهء آن نشده و كارسازى نكرده ، واى از اين غصه ، آه از اين درد .
اما تعزيهء وليّم امير محبّ الدّين خليل ( اللّه ) ، چون در حديث درست شده كه :
« المؤمنون لا يموتون و لكن ينتقلون من دار الى دار » از براى وى چه غم مىخوريد و اگر براى فرزندان او است ايشان را به همان كس سپارند كه آن دم كه نطفه بودند بىميانجى كسى اعضا بر ايشان راست مىكرد و جان در ايشان مىدميد ، اگر امير درويش محمد حاليا نقل به « اخوانآباد » موقوف دارد تا ديدن او فىالجمله تسلّىاى باشد اولاد صغار را دور نيست ؛ و حسبنا اللّه و نعم الوكيل .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 338 - [ غمگيندل باشم اگر تو را از حزب خداى بيرون بينم ]
من عبد اللّه ( قطب بن محيى ) الى ( وليّى فى اللّه الامير افضل الملّة و الدّين ) محمد .
اى وليّم ! آنكس كه تويى مرا سخت حيف مىآيد كه نه از آن خداى باشى و نيز حيفم مىآيد كه نه تمام از آن خداى باشى ، پس دلشاد باشد ابليس اگر تو را از حزب خود بيند ، و بس غمگيندل باشم اگر تو را از حزب خداى بيرون بينم ، خداى عزّ و جلّ تو را چنين قابل براى خود آفريده ، بس غبن باشد اگر قابليّت تو به وصلهء