تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
امروز گرم راه حق نباشيم تا فردا گرماى دوزخ نبايد كشيد ، و چرا امروز ترك خنكى و آسودگى نكنيم تا فردا در « مقعد صدق » آسوده و آراميده گرديم . خداى را عزّ و جلّ عزّتى است و رحمتى ، و هركس را از اين هر دو نصيبى و قسمتى ، چون خداى عزّ و جلّ به عزت ظهور كند ، آدمى در سختى افتد و چون به رحمت تجلّى فرمايد ، در آسايش بر او گشايد ، هركس كه در دنيا نصيبش از عزّت باشد ، در آخرت نصيبش از رحمت آيد و هركس كه در دنيا نصيبش از رحمت آيد در آخرت نصيبش از عزّت مقرّر باشد ، قوله تعالى :
مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ
« 1 » « و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر » . ( و بعد وليّم نوشته بود كه هنوز حاجت به وفا نشده و كار به صفا مىرود « مثلك من يقول ذلك ؟ كثّر اللّه فى الاخوان مثلك » خواهى به وفا خواهى به صفا ، اين راه بايد رسانيد به انتها .
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
. « 2 » و بعد ، نمىدانم كه حال تعمير « قرية الصّالحين » چيست ؟ گرم‌اند يا نه و در اتمام مسجد شروع كرده‌اند يا نه و دكّان‌ها كه خراب شده عوض مىسازند يا نه ؟ اگر چنان است كه مىبايد چيزى بنويسند ، و اگر نه چنان است چنان سازند تا خبر بر طبق مراد برسد و باللّه نستعين ) . و بعد دانم كه براى مصائب و شدايد اخوان را خاطر مشغولى خواهد بود ، و اين را معذرتى گمان خواهند برد در بعضى مساهلات ، چون مجملا معلوم است كه دنيادار محن و مصائب است ، يك‌باره اين به خود مىبايد نهاد ، كه در مقام تفصيل هر واحد واحد را به تأسفى جديد تلقى نكنند ، عزاى همهء عالم به يك بار مىبايد داشت كه همه
هامش
( 1 ) . سوره شورى ، آيه 20 « كسى كه كشت آخرت بخواهد براى وى در كشته‌اش مىافزاييم و كسى كه كشت اين دنيا را بخواهد به او از آن مىدهيم و [ لى ] در آخرت او را نصيبى نيست » . ( 2 ) . سوره نجم ، آيه 42 « بدون شك پايان [ كار ] به سوى پروردگار توست » .