خلاص از تقليد ، اين خوب است ، اما نه مطلقا .
هركس را طريقى مناسب است و هر حالى به چيزى به صلاح مىآيد و در هر وقت چيزى خير است ، اينها بر ديدهء بصير پوشيده نيست ، اگر از ديدهء اصحاب تقليد پوشيده است ، صلاح شما و اللّه اعلم آن است كه به شهر فرمايند و خوش بنشينند فارغ البال كه هيچ باك نيست ان شاء اللّه و همه خير و صلاح است و اشتغال به عيال مانع نيست و كسب مال على وجهه و قدره مانع نيست ، پنج وقت نماز به مسجد مىبايد برد و سنن راتبه بجا آورد و زكات مال دادن و اعانت ضعفا كردن و آنگاه نشستن و تفرج كردن ؛ ( شيخ فريد الدين عطّار قدس سره مىفرمايد : )
به فرمان رو چو دارى اختيارى * دگر با هيچ كارت نيست كارى
از اينجا گر نكو گر بد برندت * چو بى خود آمدى بى خود برندت
چو حق مىكرد در اوّل پديدت * نپرسيد از تو و مىآفريدت
به مرگت هم نپرسد از تو هيچى * تو خوش مىباش حالى چند پيچى
اى دريغ از بصيرت و دانستن حقيقت چيزها ، عارف سرگردان نيست ، عارف حيران نيست ، عارف از هيچ گريزان نيست ، عارف را قطعا ميل عصيان نيست ، عارف را ترس از شيطان نيست ، عارف را در ديدهء شهود جز رحمان نيست ، اى واى كه هيچ لذت در جهان و آخرت چون عرفان نيست ، اى واى كه هيچكس خوشحالتر از عاشقان نيست . دريغا جز عاشقان را جان نيست ، خلق جمله افسرده و مردهاند ، زنده جان عاشقان است كه وجود و عدم در نزد ايشان يكسان است ، بىسروپايند ، فداى خدايند ، حجاب خودى از ايشان مرتفع شده و سحاب وجود از پيش ديدهء ايشان منقشع گشته ، سلطاناناند ، گداياناند ، بىنامونشاناناند ، همهاند ، هيچاند ، با خود نه در پيچند ، اى واى كه آنجا كه ايشاناند ، شيطان را راه نيست ، چه گوييد ! ملك مقرّب و نبى مرسل نمىگنجند ، شيطان چه كار دارد ؟ آرى . و السّلام عليكم اوّلا و آخرا .
* * *