طعامها و ميوههاى گوناگون بيافريند براى وى و چنين جامهها و لباسهاى مختلف و چنين حيوانات متفاوت متفاوتالخلقه از اسب و اشتر و غيره بيافريند و مسخّر وى گرداند و بالجمله جملهء عالم را جهت منافع او و ابناى جنس او بيافريند و بدان متمتع سازد ، جاى آن هست كه شخص حق نعمت چنين كس بر خود بشناسد و روى دل به سوى او آورد و امر و نهى او را به جان فرمان برد و كيف و ( او ) خداوندى است مقتدر جبار كه اگر كسى مخالفت وى مىكند به يك طپانچه قهر وى را با خاك راه يكسان مىسازد
إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ
. « 1 »
و بايد كه يك كلمه پيوسته نصب العين آن مخدومزاده باشد و آن اين است كه مدار كار آدمى مطلقا بر اوايل شباب است ، چرا كه آن زمان آدمى قابل ترقى و تنزل هست و اكتساب فضائل و رذايل وى را ممكن است ، همچون چوب تر كه به هر شكل وى را مىتوان ساخت ، بعد از آنكه بزرگ شد به هر نوع كه شده خواه خير و خواه شرّ زيادت تغييرپذير نيست ، همچون آن چوب كه خشك شد كه اگر راست خشك شده وى را كج نمىتوان كرد و اگر كج خشك شده هم راست نمىتوان كرد . مثل آدمى همين است و در اين باب هرچند كمينه تأمّل كردهام هيچچيز از صحبت مؤثرتر نيست .
« عن المرء لا تسئل و سل عن قرينه * فكلّ قرين بالمقارن يقتدى »
اگر خداوند سبحانه به كسى سعادت خواسته ، وى را اين رشد و خردمندى مىدهد كه خود را از صحبت مردمى كه طريقه غير پسنديده دارند نگاه مىدارد و رغبت صحبت اهل صلاح و تقوا و متوجّهان به خدا مىكند و اگر به كسى بدبختى
هامش
( 1 ) . سوره بروج ، آيههاى 12 و 13 و 14 و 15 و 16 « آرى عقاب پروردگارت سخت سنگين است ، هم اوست كه [ آفرينش را ] آغاز مىكند و بازمىگرداند ، و اوست آن آمرزنده دوستدار [ مؤمنان ] ، صاحب ارجمند عرش ، هرچه را بخواهد انجام مىدهد » .