الْمَصِيرُ
« 1 » شكر والدين را قرين شكر خود ذكر فرموده ، چه اهتمام از اين بيشتر تواند بود يا فرض توان كرد ، در اين نيكو تأمّل فرماييد و بايد كه به تحقيق بدانند كه اگر كسى چنانچه رضاى والدين است زيست مىكند و كمر متابعت ايشان بر ميان جان مىبندد ، خداوند سبحانه وى را در دنيا عافيت كرامت مىفرمايد و امور بر او آسان مىگرداند و راست مىآورد و محبت وى در دلهاى مردمان مىنهد و در وقت وفات ايمان او را بر او نگاه مىدارد .
و اگر كسى مخالفت ايشان مىكند و خاطر ايشان آزرده مىسازد ، [ خداوند ] دشمنى او در دلها مىنهد و كار در دست او مىشكند تا امور بر او راست نمىآيد ( و تمام عالم تا ماهىها دريم بر او لعنت مىكنند ) و در وقت وفات ايمان او نعوذ باللّه عرضهء تلف است « الّا من رحم اللّه » و حق است بر خدا كه اگر او هم روزى پدرى شود ، فرزندى يا كسى بر او بگمارد ، عاق موذى كه وى را آزارد و آنچه او با والدين كرده با وى كند .
زخمى كه زنى چو باز بايد خوردن * در كم زدن اختيار بايد كردن
اكنون الحذر الحذر كه مخالفت والدين و آزردن خاطر ايشان تيغ زهرآلود است و خود را بر تيغ زدن نه كار خردمند است ؛ يقين آن مخدومزاده از اين ( معنى ) محفوظ است و لكن گفته بهتر كه « الحزم سوء الظّنّ » . اين بود سخن در شكر والدين .
آمديم به شكر خداوند سبحانه ، چون حق والدين كه سبب ظاهرى آفرينش اين كساند چنين است ، حق خداى تعالى كه آفريننده است چه باشد . و بر عاقل پوشيده نيست كه آنكس كه قطرهاى آب را شخصى سازد دانا ، توانا ، گويا ، بينا ، شنوا ، بدين صفت و صورت كه مشاهد است و بدين اعضا و جوارح كه معلوم است ، آنگاه چنين
هامش
( 1 ) . سوره لقمان ، آيه 14 « و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم ، مادرش به او باردار شد ، سستى بر روى سستى و از شير بازگرفتنش در دو سال است [ به او سفارش كرديم ] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [ همه ] به سوى من است » .