تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
راجع به داعى است كه به اين معاملات حقيقت دعا در وى نيكو متقرّر مىشود و ليكن دور افتاده و خواسته كه همه چيز ( را ) به عقل كور منكور خود راست دارد . اين‌ها لطائف الهيّات است ، و محققان حقّيه حقيقت آن بىتأويل ديده و يافته و دانسته‌اند ، بلى آنچه او گفت هست ، اما بيرون از آن چيزى ديگر هست كه وى نمىتواند فهم كرد مگر آن‌كس كه
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
« 1 » وصف الحال او است . آه از دست اين معرفتيان بىمغز مقلّد و نادانان خود را دانا دان جامد ، و اين فيلسوفان كور دل دهان گشادهء فطرت بر باد داده
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ ، وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ
« 2 » « الحذر الحذر من سوء القدر » جوانان و نورسيدگان را محافظت مىبايد كرد از ابتلاى به صحبت چنين كسان و از ديگر آفات ، و در اصلاح ذات البين و موافقت خاطر و قيام به حقوق و آداب و محافظت ايشان از مخالطه مردم ناپسنديده طور و ( هم ) صحبت‌هاى بد ، جهد شديد بجا مىبايد آورد كه در اول حال هيچ از اين‌ها مشكل نيست ، اما بعد از آنكه بر اضداد آن مواظبت نمودند ، تغيير متعسر يا متعذّر است . كتابتى در بعض اين ابواب نوشته به مخدوم‌زاده امير ركن الدين شاه حسن « انبته اللّه نباتا حسنا » و هركس كه مصلحت فرمايند از اقران او بدهند تا مطالعه كند ، در اصاغر سخن مؤثرتر است كه در اكابر ، از دو وجه : يكى آنكه قابليّت ايشان اصفى و به فطرت اقرب است و تهيّؤ قبول در مزاج ايشان بيش است ، دوّم آنكه تكبر مانع ايشان نمىآيد از قبول سخن ، به خلاف كبرا و تا شخص نيازمند متعطش نيست و اصغاى تامّ نمىكند ، منافذ فهم او مر نفوذ سخن ( را ) گشاده نمىشود .
كه افتادگى بس نكومايه‌اى است * بسى در خور و خوب پيرايه‌اى است
هامش
( 1 ) . سوره كهف ، آيه 65 « و از نزد خود به دو دانشى آموخته بوديم » . ( 2 ) . سوره زمر ، آيه‌هاى 36 و 37 « و هركه را خدا گمراه گرداند برايش راهبرى نيست ، و هركه را خدا هدايت كند گمراه كننده‌اى ندارد » .