همسر عمران در تمام دوران باردارى گمان مىكرد كه جنين او پسر است ، ولى وقتى مريم را به دنيا آورد ، گفت :
( فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ . . . ) « 1 » .
« پس چون فرزندش را بزاد ، گفت : پروردگارا ! من دختر زادهام - خدا به آنچه او زاييد داناتر بود - و پسر چون دختر نيست ؛ و من نامش را مريم نهادم . . . . »
براى اثبات بزرگوارى و نيك سيرتى مريم همين بس كه در قرآن كريم فقط نام او آمده است ، نام هيچ زن ديگرى در قرآن نيامده است .
مادر مريم دعاى بزرگ خود را با بينشى نورانى اين چنين به پايان مىرساند :
( . . . وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ) « 2 » .
« . . و او و فرزندانش را از شيطان رانده شده ، به تو پناه مىدهم . »
هنگامى كه خداوند اين اخلاص و ايمان در دين را از او ديد ، دعاى او را به نيكوترين وجه برآورد :
( فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتاً حَسَناً وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا . . . ) « 3 » .
« پس پروردگارش وى را با حُسن قبول پذيرا شد و او را نيكو بار آورد و زكريا را سرپرست وى قرار داد . . . »
زكريا اين پيامبر بزرگوار ، سرپرست مريم شد . اين دختر كوچك تا حدّى به خدا يقين داشت كه - به نظر مىرسيد - ايمان او به پروردگار از
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 36 .
( 2 ) - همان ، آيهء 36 .
( 3 ) - همان ، آيهء 37 .