معرفتش كه بايد از راه تحقيق و ديدن به آن برسد اضافه شود و چنان كه قبلا در شرح حال پيرجمال و شيخ كامو گفته شد آن دو كه از بزرگان اين طريقتند بيشتر عمر خود را همواره در سفر گذراندهاند . جمالى در مورد اهميت اين اصل گفته است :
ببايد بريدن ز خويش و تبار * رها كرد بايد همه كاروبار
به اهل فساد و به اهل هوس * نبايد نشستن هلا يك نفس « 1 »
علم چون آب است و آتش مال و زر * علم خواهى خيز و رو نه در سفر « 2 »
امّا پيرجمال به تنهايى سفر كردن را توصيه نمىكند و همواره در همهء آثارش بر همراه داشتن يار موافق تأكيد كرده است و به حديث الرفيق ثم الطريق « 3 » استناد فراوان نموده است . براى نمونه :
گفت پيمبر ز براى رفيق * رو به رفيق آر آنگه طريق « 4 »
2 . 1 . 14 . اجتناب از دروغگويى و طمع :
« و اصلا دروغ نگويى و طمع در مال هيچكس نكنى . . . » « 5 »
2 . 1 . 15 . دورى از غيبت و پيشداورى و پيش گرفتن طريق رفق و مدارا با سالكان :
« . . . و جمهور آفريدگان را حقير ندانى و گواهى نيك و بد در حق هيچ سالك ندهى تا به استقامت رسد و آنچه توانى از شفقت دريغ ندارى به طريق رفق و محبت كه كمال ايمان به دوستى مخلوقات باز بسته است . » « 6 »
2 . 1 . 16 . تقصير نكردن در دوستى و غنيمت شمردن صحبت درويشان و احترام گذاشتن به آنها :
« . . . و اين فقير وصيت مىكنم كه در دوستى تقصير مكنيد و صحبت را غنيمت دانيد و دوست دانا به دنيا مفروشيد كه از صحبت درويشان دانا به دانايى توان رسيد و دانايان توان شناخت . . . زينهار كه با درويشان نشينيد و عار مداريد و غنيمت دانيد » « 7 »
هامش
( 1 ) . شرح الكنوز ، ص 195 .
( 2 ) . نهاية الحكمة ، برگ 290 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 77 ، ص 155 ؛ جامع الصغير ، ج 1 ، ص 62 .
( 4 ) . كنز الدقائق ، برگ 155 .
( 5 ) . شرح الكنوز ، ص 392 .
( 6 ) . همان .
( 7 ) . همان .