تو انفاس پيران نگهدار باش * كه توفيق يا بى ز تكرار هاش
ز فرمان پيران مگردان تو روى * كه توفيق اين است اى مغز جوى « 1 »
در دنبالهء تأكيد بر اين اصل ، پيرجمال پيران را نيز توصيه به مدارا و محبت با مريدان مىكند و اين توصيه را از يكى از شروط اصلى مطرح مىكند :
« شرط است در ابتدا مرشد محبت از مريد دريغ مدارد تا او به مدد محبت پير در عشق قوت بگيرد و سير مقامات و تحمل شدايد او را آسان گردد . » « 2 »
در كل بايد گفت پيرجمال دربارهء احوال و شرائط سالك مىگويد :
« [ سالك ] چون از نظر همجنس غالب زندگى يافت و بالغ شد واجب است كه باز به ارواح حيوانى و انسانى تعلق گيرد و از زيردستان غافل نماند و راه عدالت تواند سپرد و در سلوك جادهء شريعت و همراهى اهل طريقت ناظر بر دقايق و حقايق اسرار حيوانى و انسانى و ملكى گردد و آن زمان مرات كائنات باشد . » « 3 »
2 . 2 . ملامت :
عشق و ملامت به يكى شاخ بر * ميوه برآرند و دهد بار بر « 4 »
ملامت از اصول مهم اين طريقت است و پيرجمال در همهء آثارش بر رعايت آن تأكيد كرده و آن را هديهاى از طرف خداوند برشمرده است . برخى از گفتههاى او دربارهء پذيرش ملامت اينگونه آمدهاند :
جفاكش جفاكش گر از امتى * كه امت ندارد دل علتى
در اول جفا بين در آخر عطا * پس اى دل بلا جو بلا جو بلا « 5 »
« ملامت و خوارى موجب رفعت مرتبه و سرافرازى ملامت كشنده و سبب مذلت و نگونسارى ملامتكننده است . . . »
هامش
( 1 ) . شرح الكنوز ، ص 273 .
( 2 ) . كنز الدقائق ، برگ 126 .
( 3 ) . شرح الكنوز ، ص 329 .
( 4 ) . كنز الدقائق ، برگ 128 .
( 5 ) . شرح الكنوز ، ص 214 .