تو تقليد بگذار و تحقيق بين * و ليكن تو دولت ز توفيق بين « 1 »
كه اين راه عشق است و نتوان دويد * همه حال ديد است و نتوان شنيد « 2 »
مرد حق با علم تقليدش چه كار * ره نجويد هركه بيند روى يار « 3 »
هركه مرد حق بود اى حقشناس * مىنگردد هيچ در گرد قياس
زانكه گوش و چشم و نطق مرد حق * نيست از تعليم استاد ورق « 4 »
[ بدان كه ] « سد راه خداى تعالى علم تقليد است » « 5 »
2 . 1 . 10 . رعايت اصول و سنن مؤكدهء شرعى و رعايت واجبات شريعت :
« تا مجذوب به صورت شرع درنيايد دوستى مصطفى ( ص ) در او استقامت نمىگيرد و سالك به دوستى آن حضرت به درجه بلوغ حقيقى مىرسد » . « 6 »
شريعت چو خوى طريقت گرفت * طريقت مهار شريعت گرفت
2 . 1 . 11 . اخلاص و پاكى نيّت :
« مدار اعمال سالك بر تطهير نيت و التزام اخلاص است . » « 7 »
2 . 1 . 12 . اعتنا نداشتن به كرامات ، طامات و گفتههاى بيهوده :
غسل كن و رو به خرابات كن * پشت به سالوسى و طامات كن « 8 »
« اين كتاب را مطالعه كن تا غرّهء دانايى زبان و دانايى كرامات كه صفت عارفان است نشوى اى اخى چشم بر قدرت حق دار كه تغيير و تبديل مىكند آنچه خواهد ، كه عارف شدن به حركات زمانه مقامى سهل است . » « 9 »
2 . 1 . 13 . سفر : يكى از مهمترين آداب اين طريقه سير و سفر در سرزمينهاى مختلف و متنوع است تا اول سالك از تعلقات مادى و دنيوى خود جدا شود و دوم به علم و
هامش
( 1 ) . شرح الكنوز ، ص 273 .
( 2 ) . همان ، ص 113 .
( 3 ) . احكام المحبين ، كليات ( نسخهء خطّى كتابخانهء ملّى پاريس ) ، برگ 189 .
( 4 ) . همان ، برگ 166 .
( 5 ) . بداية المحبة ، برگ 296 .
( 6 ) . شرح الكنوز ، ص 349 .
( 7 ) . همان ، ص 146 .
( 8 ) . كنز الدقائق ، كليات ( نسخهء خطّى كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ) ، برگ 160 .
( 9 ) . تنبيه العارفين ، برگ 238 .