( 1001 ) قرآن : طه ، بخشى از آيهء 132 .
( 1002 ) قرآن : لقمان ، بخشى از آيهء 17 .
( 1003 ) قرآن : طه ، 132 .
( 1004 ) ر . ك . تعليق ( 550 ) .
( 1005 ) لقمان : مردى حكيم كه بنا به روايات اسلامى حبشى بود و در روزگار داود مىزيسته است . در اشعار فارسى و در امثال و حكم نام وى بسيار آمده . ( فرهنگ معين ، اعلام ) ؛ سورهء سى و يكم قرآن ، آيهء 34 .
( 1006 ) نوح : يكى از پيغمبران اولوالعزم كه نسبش به آدم مىرسد . سالها قوم خود را به راه راست خواند امّا آنان همچنان بر كجرفتارى اصرار ورزيدند . آنگاه خداوند نوح ( ع ) را از طوفانى عظيم باخبر ساخت ، و نوح با ساختن كشتى پيروان و خاندان خود و انبوهى از جانداران را از هلاكت نجات بخشيد .
( فرهنگ معين ، اعلام ) ؛ ر . ك . قصص الانبياء ، قصهء يازدهم ، ص 40 - 33 .
( 1007 ) قرآن : هود ، بخشى از آيهء 46 .
( 1008 ) عشق مجازى : ابتداء ، محبت و هوا و بعد علاقه و بعد وجد و عشق است كه منشاء آن هوا و حب مجازى است و پس از مرتبت عشق شغف ( شغاف و شغف در لغت شدت محبت و ولع است و شغاف را پنج درجت است ) است كه سوزانندهء قلب است . ر . ك . فرهنگ لغات عرفانى ، زير واژهء عشق .
( 1009 ) مشرب : طريقهء دينى يا فلسفى يا عرفانى ؛ مسلك . ( فرهنگ معين )
( 1010 ) عشق حقيقى : الفت رحمانى و الهام شوقى است و ذات حق كه واجد تمام كمالات است . عشق حقيقى عشق به لقاء محبوب حقيقى است كه ذات احديت باشد و ما بقى عشقها مجازى است . ر . ك . فرهنگ لغات عرفانى ، زير واژهء عشق .
( 1011 ) بكمال : كامل .
( 1012 ) محدث : تازه ، جديد ( در مقابل قديم ) .
( 1013 ) قرآن : آل عمران ، بخشى از آيهء 33 .
( 1014 ) سر نهادن : تسليم شدن .
( 1015 ) نجف - نجف اشرف : از شهرهاى معتبر و مهم عراق عرب . شهرت و اهميت اين شهر به خاطر آنست كه قبر امير المؤمنين على ( ع ) امام اول شيعه در آن شهر است و بدين جهت قرنها است كه مركز علوم دينى و فقه شيعى است . ( فرهنگ معين ، اعلام )
( 1016 ) مأخذ اين بيت يافته نشد . ابو القاسم قشيرى ( عارف قرن پنجم ، 376 - 465 ) در رساله قشيريه ، باب 54 ، ص 701 ، اين بيت را بدون ذكر مأخذ آورده است .
( 1017 ) ر . ك . قصص الانبياء ، قصهء شصت و دوم ، ص 6 - 291 .
( 1018 ) ر . ك . قصص الانبياء ، قصهء بيست و چهارم ، ص 6 - 63 .
( 1019 ) سر به حق نهادن : تسليم حق شدن . ر . ك . تعليق ( 1013 ) .
( 1020 ) طرق : جمع طريق ( - راه ) . آلودهء طرق : كسانى كه به متعلقات زندگى تعلق خاطر دارند .
( 1021 ) فرقت : فراق ، مفارقت ، جدائى . ( فرهنگ معين )
مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: پير جمال الدين محمد اردستانى
ص٣٤٥