( 881 ) كرّوبى : در تورات كروب ( جمع آن كروبيم ) به فرشتگانى اطلاق شده كه از حضور خدا فرستاده مىشوند ، يا آنكه همواره در نزدش حاضرند و گفته شده است كه ايشان داراى دو بال هستند . امّا تمثال آنان از طلا بود و در زير تابوت سكينه قرار داشتند ، و بالهاى كروبى بر تابوت سايه مىافكند . در اسلام آن را مهتران فرشتگان يا ملائكهء مقرب دانند . ( فرهنگ معين )
( 882 ) ملكوت : عالم غيب ، عالم فرشتگان و نفوس مجرده .
( 883 ) قلب گشتن : دگرگون شدن .
( 884 ) « اگر بربايد و صلاح يابد و مكروه نگردد و قلب نگردد و انكار پيدا نكند » : ظاهرا كلمهاى از جملهء اول ( به عنوان مفعول « بربايد » ) ساقط شده است . به هر حال ، پيرجمالى در اينجا كيمياى روحانى ( يعنى تصفيهء نفس ) را با كيمياى جسمانى ( يعنى تصفيهء فلزات پست ) ارتباط داده ظاهرا مىخواهد بگويد كه اگر فلزّ پست نفس امّاره خواص و عوارض فلزّ گرانبهاى زر يا سيم روح سليم را بربايد ( يعنى به خود گيرد ) و صلاح يابد ( يعنى تصفيه و تطهير يابد ) بدانسان كه ديگر قلب ماهيّت در آن ممكن نباشد ، الخ .
( 885 ) ظاهرا تضمينى است كه پيرجمالى از آيهء 23 ، سورهء الجن
( « فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً » )
كرده است .
( 886 ) ر . ك . ص 88 ، همين كتاب .
( 887 ) عشق مجاز ( ى ) - عشق ظاهرى : عشق غير حقيقى و موقت و زودگذر . ( فرهنگ معين ، زير واژهء عشق . )
( 888 ) قرآن : التّين ، 4 .
( 889 ) قرآن : التّين ، 5 .
( 890 ) قرآن : التّين ، بخشى از آيهء 6 .
( 891 ) خود دوست : خودخواه ، خودپرست .
( 892 ) ر . ك . ص 81 ، همين كتاب .
( 893 ) اهل امل : كسانى كه اسير آرزوهاى نفسانى و مادى هستند .
( 894 ) ر . ك . ص 108 ، همين كتاب .
( 895 ) توسن : اسب و مركب سركش .
( 896 ) ملاحت : بانمكى .
( 897 ) كعبتين : دو طاس بازى نرد .
( 898 ) لواء : پرچم ، علم ، درفش .
( 899 ) عميد الملّة و الدّين معروف : ظاهرا يكى از دو فرزند ( پسر ) پيرجمالى . ر . ك . آتشكدهء اردستان ، ج 2 ، ص 384 .
( 900 ) قرآن : النساء ، بخشى از آيهء 79 .
( 901 ) پردهنشين : خلوتنشين ، خلوت گزين . ( فرهنگ معين )
( 902 ) مشهد الاخيار : محل شهادت نيكان .
( 903 ) امير على حمزه : شناخته نشد .