تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
( 857 ) اهل صومعه : اهل خانقاه و اهل شريعت و آن فروتر از مقام خراباتيان است . ( فرهنگ معارف ) ( 858 ) مأخذ اين موضوع كه « فرعون را سخاوت و كرم‌پيشه بود » را ، نتوانستم بيابم . ( 859 ) گنده : داراى بوى گند . ( 860 ) ر . ك . ص 130 ، همين كتاب . ( 861 ) حرف دوئى ديگر : دو حرف ديگر . ( 862 ) ظاهرا اين بيت از مولانا جلال الدين محمّد بلخى است . ولى مأخذ اين بيت در مثنوى كلاله خاور ، يافته نشد . ( 863 ) قرآن : العنكبوت ، بخشى از آيهء 45 . ( 864 ) قرآن : الحج ، بخشى از آيهء 61 . ( 865 ) قرآن : آل عمران ، 200 . ( 866 ) ظاهرا تفسير مؤلف است بر بخشى از آيهء 200 از سورهء آل عمران . ( 867 ) صائم - صائم : آنكه روزه گيرد ، روزه‌گير . ( جمع آن ، صائمين ) . ( فرهنگ معين ) ( 868 ) از سر جان برخاستن : دست از جان شستن . ( 869 ) مثنوى كلالهء خاور ، دفتر ششم ، ص 2 - 381 . ( 870 ) از جاى خود نگرديد : از جاى خود تكان نخورد . ( 871 ) متردّد : كسى كه بسيار مىرود و مىآيد ، بسيار رونده و آينده . ( 872 ) باريك‌انداز : تيرانداز ماهر . ( 873 ) مفردان : افراد بىنظير . ( 874 ) بداشت : نگاه داشت . ( 875 ) صلاحيت : در اينجا ظاهرا به معنى « صلاح » ( - پيمودن راه رستگارى ) به كار رفته . ( براى اين معنى « صلاح » ر . ك . لغت‌نامه . ) ( 876 ) حديث قدسى : در كشف الخفاء ، ج 2 ، ص 191 ، به صورت « كنت كنزا لا أعرف ، فأحببت أن أعرف ، خلقت خلقا ، فعرّفهم بى فعرفونى » ضبط شده است . در بستان السياحة ، ص 427 و 426 به صورت « كنت كنزا مخفيا و احببت ان أعرف » ؛ و در ص 585 ، « كنت كنزا مخفيا فاحببت ان أعرف » آمده است . در فيه ما فيه ، ص 80 و 231 ، به صورت « كنت كنزا مخفيا فاحببت بان أعرف » ديده مىشود . در احاديث مثنوى ، ص 9 - 28 ، و مثنوى كلاله خاور ، دفتر چهارم ، ص 256 ، ذكر شده است . از حضرت داود ( ع ) اين خبر را به صورت « يا ربّ لما ذا خلقت الخلق قال كنت كنزا مخفيا فاحببت ان أعرف فخلفت الخلق لكى اعرف » نقل كرده‌اند . ( 877 ) او را نمودندى : به او نشان مىدادند . ( 878 ) قرآن : الأنبياء ، بخشى از آيهء 104 . ( 879 ) ساقى ايام : استعارة به معنى ساقى بادهء وحدت و عرفان حق ، يعنى پير و مرشد كامل روزگار . ( 880 ) با خبر افتادن : باخبر ، مطلع شدن .