بخش دوّم : مرآة الافراد .
1 ) محتواى مرآة الافراد .
در وجه تسميهء كتاب ، پيرجمالى چنين مىگويد « 1 » : « معنى مرآة الافراد اينست كه بدانى فرد چون باشد . فرد كسى باشد كه هيچش نباشد و غنى باشد ، يعنى متّقى باشد . تو چه دانى كه تقوى چه باشد ؟ اين تقوى كه تو مىورزى شرك مطلق است كه همه نيستى و نامرديست . اسرار تقوى عاشقان دانند كه به جز دوست در عالم هيچ نبينند و در چشم و خيال ايشان هيچ نباشد . عالم را چنان بينند كه چيزى كه نبود و پيدا شد و باز ديگرباره ناپيدا شود . » « مفرد كسى است كه تنها به صف درآيد و هيچ كس مرد او نباشد بىشمشير و تير و كمان و نيزه ، يعنى ناپيدا باشد و كارزار كند و راه بدانكس نبرند و همه عالم ازو خواهند و ازو ستانند و اگر واقف او شوند ، تيربارانش كنند . »
عمدهء محتواى مرآة الافراد را مىتوان به صورت زير خلاصه كرد :
الف - تأويل بسيارى از احاديث نبوى و چند حديث قدسى .
ب - تأويل بسيارى از آيات قرآن كريم .
ج - ذكر و / يا تأويل بعضى از گفتهها و اشعار بزرگان متصوفه و همچنين برخى حكايات و قصص متداول زمان .
د - تأويل بعضى از جملات على بن ابى طالب ( ع ) .
هامش
( 1 ) رسالهء 1 .