« [ . . . ] در نظم و نثر قادر و ماهر بوده و همهء اقسام شعر را نيكو مىساخته و در كتابهاى خود بيشتر به شرح و تفسير سور و آيات كريمهء قرآن و احاديث مأثوره از پيغمبر ( ص ) و شرح بيانات عرفا و اشعار سنائى ، نظامى ، عطّار و مولوى پرداخته و مكرر به اشعار حافظ تمثل جسته و كليات او گنجينهء اخلاق و آداب و سير و سلوك مىباشد [ . . . ] » .
محمد حسين ركنزادهء آدميت دربارهء پيرجمالى چنين مىگويد :
« پيرجمالالدين احمد عارف اردستانى ، از عرفاء بزرگ و شعراء مكثار قرن نهم هجرى است ، و سلسله طريقت او به معروف كرخى مىرسد ، ديوانش از پنجاه هزار بيت و تأليفاتش از بيست مجلد افزونست . [ . . . ] نسخهاى از كليات او را كه به خط خوش نسخ تعليق است در كتابخانهء آقاى فخر الدين نصيرى ديدهام . » « 9 »
دكتر عبد الحسين زرّينكوب دربارهء احوال و زندگى پيرجمالى چنين مىگويد « 10 » :
« از احوال اين جمال الدين احمد معروف به جمالى و پيرجمال اطلاعات زيادى در دست نيست [ . . . ] در تصوف به سلسلهء سهرورديه منسوب بوده و اسناد خرقهاش از طريق پيرعلى ( مرتضى ) اردستانى به نجم الدين على بزغش و شيخ شهاب الدين سهروردى مىپيوست . به فخر الدين عراقى هم انتساب داشت و شايد آن رنگ قلندرى كه در بعضى اشعارش هست از تأثير طريقهء فخر الدين عراقى ناشى باشد . اينكه سلسلهاى به نام خود او منسوب شده است ، نشان مىدهد كه آنچه در باب حالات و مقامات صوفيه مىگويد از تجارب شخصى خالى نيست . آثار او بسيارست و شايد چنان كه بعضى مؤلفان هم خاطرنشان كردهاند از جهت كثرت آثار در بين اهل حال جز عطار - كه آثار خيلى زيادى به درست يا نادرست منسوب بدوست - هيچ كس به پاى او نرسد . آنچه در آثار وى در آن ايّام تا حدّى تازگى دارد ، غير از تمايلات شيعى ، اين است كه در آنها غالبا نظم و نثر به هم درآميخته است [ . . . ] آنچه وى درين چند مثنوى بيان مىكند جز تعليم محتاطانهاى از تصوف اهل صحو نيست و اگر روايت مربوط به شهادتش درست باشد بعيد مىنمايد كه به خاطر اينگونه آراء صوفيانهاش باشد [ . . . ] در مثنويات پيرجمال كه گاه شوق و درد عطّار جلوه دارد امّا البته آن لطف و طراوت را كه در عطّار هست جز به ندرت در آثار وى نمىتوان يافت . در رباعيات پيرجمال هم اين توجه به سبك عطّار پيداست اما اينجا نيز شور و هيجان عطّار را فاقدست . ذكر شاعرى به نام افضل نيز در بعضى ازين رباعيات هست كه شاعر غالبا از او با تكريم ياد مىكند و ظاهرا برخى رباعيات وى را هم استقبال مىكند . اين افضل بدون شك بابا افضل كاشانى كه نيكلسون پنداشته است ، نيست ممكن است افضل تركه از معاصران شاعر باشد - يا افضل ديگر . طرز ذكرى كه از على در بعضى ازين رباعيات ، و در ساير آثار پيرجمال هست ، تشيع را گهگاه رنگى از عقايد غلاة مىدهد . »
هامش
( 9 ) سخنسرايان فارس ، ج 4 ص 142 .
( 10 ) جستجو در تصوف ، ص 4 - 333 .