خلايق رسانند تا بدان عمل كنند و نجات يابند ، اين قوم كه داخل « و الطّارق » ند حوالت به خداى تعالى مىكنند ، و خداى تعالى رسول اين فانيان مىشود و داد از ناانصافان مىستانند . و صلى اللّه على النبى الامى العربى ، محمّد و آله و سلم .
رسالة اخرى رسالهء صد و شصت و سوّم
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . » سائلى ازين فقير سؤال كرد كه قومى روى به تو آوردهاند ، چگونه از عهدهء ايشان بدر خواهى آمدن ، كه بنىآدم را خوى مختلفست و تجليات الهى غير مكرر مىتابد و شيوههاى شياطين هم دائم در قصد حضور بنىآدمند ؟ پس حالى پرمشكلست . جوابش چنان از زبان اين فقير بيرون آمد كه فقير هيچ كس را به دعوت نخواندهام ، خداى تعاليشان به هم رسانيده است و فقير را بديشان ناظر گردانيده است ، و فقير ايشان را علم و عقل زيست داده و راه خير و شرشان مىنمايم و [ . . . ] « 1 » خداى را پرستش كنند . چنان كه علمشان بدان رسيده است ، با شوق و ذوق باشند و [ . . . ] « 1 » فراموش كنند ، خداى تعالى ايشان را به ايشان واگذارد ، و عمر در ملالت گذرانند و [ . . . ] « 1 » به جهت آنكه عاقبت راحت و زحمتشان نمودهام . و صلى اللّه على النبى الامى العربى ، محمّد و آله و سلم .
رسالة اخرى رسالهء صد و شصت و چهارم
اى عزيز ، بدان كه به دنيا مشغول شدن لهوست و به آخرت مشغول شدن تجارتست . قوله تعالى :
« قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ( 1520 ) . »
رسالة اخرى رسالهء صد و شصت و پنجم
فى الرؤيا در شب هشتم ماه محرم الحرام ( 1521 ) سنهء سبع و سبعين و ثمانمائه ( 1522 ) ، در واقعه ( 1523 ) چنان ديدم كه در مقابل اين خانه كه اين فقير و ياران ساكنند ، آسمان شكافته شدى و چندان ملائكه بدر آمدندى كه در ميان آسمان و زمين مشرق تا به مغرب باستادندى و
هامش
( 1 ) در متن پاك شده .