اصطلاح صوفيّهى موحّده باز مىگردد . و مجموع به حدّ تدقيق رسانيده ، بيان فرموده . پس اين كتاب مشتمل بود بر دقايق معلومات و لطائف مفهومات :
به چشم منكرى منگر در او خوار * كه گلها گردد اندر چشم تو خار
عناد و اعتساف بود كه امم سالفه را به آن داشت كه معجزات انبيا را سحر خوانند . و جهل و عدم انصاف جمعى را گمراه كرد تا كرامات اوليا را زرق نام كردند . و از انكار و سوء اعتقاد بعضى نور را ظلمت دانستند ، و گل را خار « 1 » خواندند . و اين نباشد الّا كفران نعمت از خلو معرفت . بيت : « 2 »
نشانِ ناشناسى ناسپاسى است * شناسايى حق در حقشناسى است
چون اللّه تبارك و تعالى جلّ و علا « 3 » نعمتى بر كسى ارزانى داشت ، بر فرمودهى :
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
شكر آن گذاردنى است « 4 » ، و نصيبى از داده به مستحق دادنى ، تا زنده و مرده به دعا و رحمت فايز گردند . و بنابراين ناظم مىگويد :
غرض زين جمله آن كز ما كند ياد * عزيزى گويدم رحمت بر او باد
و اگر نام ولى نعمت معلوم است ، هرآينه دعاى داعى در شأن او به اختصاص اقرب است ] « 5 » . لاجرم شيخ سعد الدّين محمود [ شبسترى ] ناظم كتاب - غفر اللّه له و لجميع امّة محمّد صلّى اللّه عليه و آله « 6 » و سلّم - مىفرمايد ( بيت ) :
به نام خويش كردم ختم و پايان * الهى عاقبت محمود گردان
از فقير شارح وعده رفته بود كه آنچه به قراين از سخن ناظم فهم كند ، شرح آن باز گويد . شرط به جاى آورده شد و آنچه موافق اعتقاد خود ندانست از كلام او ، تعرض به سوى نفى آن نكرد . و چون احتمال تأويل
هامش
( 1 ) . دا : خار .
( 2 ) . دا : ( بيت ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( جلّ و علا ) را ندارد .
( 4 ) . پا : نيست .
( 5 ) . دا : ( هر . . . است ) را ندارد .
( 6 ) . پا : ( و آله ) نيست .