تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 946

مساهمون:

ص٩٤٦
و خطاب ، لاجرم احسان را مراتب ثلاث است : مرتبهء اولى لغوى است و آن نيكويى كردن با هر چيزيست تا غايتى كه بايد كار ( كه بايد كرد كار - خ ) نيكوئى به‌جاى آرى و او را در آن فعل معذور دارى و نظر رحمت و شفقت بر همه موجودات بگمارى . و مرتبهء ثانية به حضور تام عبادت كردن است كه گوئيا عابد مشاهدهء حقّ سبحانه و تعالى مىكند . و مرتبهء سيوم شهود ربّ است عز و جلّ با هر چيز كما قال تعالى
وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى
يعنى هركه به خداى روى آورد و محسن باشد يعنى مشاهد حق بود عز و جلّ در حالت تسليم همگى وجود خويش به حق ، استمساك به عروهء وثقى كرده باشد و سرمايهء سعادت كبرى به دست آورده بود . و اختصاص حكمت احسانيّه به كلمهء لقمانيّه از آن جهت است كه لقمان صاحب حكمت است به شهادت قول حق سبحانه و تعالى كه
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
پس به شهادت الهى او صاحب خير كثير باشد و خير عين احسان است . و احسان و حكمت نيز از يك وادىاند چه احسان قيام نمودن است به آنچه كردنى باشد ( كردنى است - خ ) ، و حكمت وضع هر شىء در موضعش ، و باز حكمت مستلزم احسان است به نسبت با همه ، پس شيخ قدّس اللّه سرّه احسان را مقارن كلمهء لقمان ساخت .
إذا شاء الإله يريد رزقا * له فالكون أجمعه غذاء
يعنى وقتى كه مشيّت حقّ متعلّق شود به ارادت غذاء از براى خويش همه كون او را غذاست . و پيشتر گذشت كه حقّ سبحانه و تعالى از روى اسماء و صفات ظاهر نمىشود در شهادت مگر به اعيان اكوان . اگرچه از حيثيّت ذات و از روى قطع‌نظر