مظهر اوست از حق طلب مىكند و به « فيض اقدس » وجود و قابليّت اعيان ثابته را حاصل مىگردد و اين محض رحمت و عين عنايت است . لاجرم محقق شد كه رحمت او شامل هر عينى است از اعيان .
فإنّه برحمته الّتى رحمه بها قبل رغبته فى وجود عينه ، فأوجدها . فلذلك قلنا إنّ رحمة اللّه وسعت كلّ شىء وجودا و حكما .
تعليل عموم رحمت است يعنى حضرت حقّ به رحمتى كه شامل كامل كلّ موجودات است قبول سؤال هر عينى كه طالب وجود بود كرد و آنچه مرغوب او بود در كنار او نهاد و اجابت كرد نداء و رغبت او را در وجود عينى ، لاجرم اعيان را در خارج لباس وجود ارزانى داشت . پس از براى قبول كردن حق طلب اعيان و رغبت ايشان را در وجود خارجى گفتيم كه رحمت حق شامل هر چيز است از روى وجود و حكم : امّا از روى وجود خود ظاهر است ؛ و امّا از روى حكم از براى آنست كه رحم آورد و قبول كرد سؤال هر چيز را و استعداد و قابليّت داد مر وجود عينى را ، پس اين قبول و اعطاى قابليّت رحمت است از حق تعالى بر اعيان حكما و لهذا قال اللّه تعالى
وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ
يعنى حضرت حق به شما ارزانى داشت آنچه را ازو به زبان استعدادات و حال و قال طلب كرديد .
و الأسماء الإلهيّة من الأشياء ؛ و هى ترجع إلى عين واحدة . فأوّل ما وسعت رحمة اللّه شيئيّة تلك العين الموجدة للرّحمة بالرّحمة ، فأوّل شىء وسعته الرّحمة نفسها ثمّ الشيئيّة المشار إليها ، ثمّ شيئيّة كلّ موجود يوجد إلى ما لا يتناهى دنيا و آخرة و عرضا و جوهرا ، و مركّبا و بسيطا .
چون اسماء از روى كثرت مغاير است مر ذات احديت را و رحمت الهى شامل هر شىء ؛ پس شيخ اسماء را نيز داخل داشت در تحت رحمت ذاتيّه ، از آنكه اسماء نيز از اشياى متكثّره است اگرچه راجع است به عين واحده كه آن ذات الهيّه است .