تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
رحمت است پس مآل نيز به سوى اوست . فهذا معنى سبقت رحمته غضبه بدانكه سبق در معانى مختلفه مستعمل مىگردد : « 1 » يكى از آن تقدّم بالوجود است ، و يكى رسيدن و گذشتن چون سبق الفرس الفرس ، و ديگر به معنى زياده و غلبه چون سبقه فلان فى الصّنعة و الكرم ، و در قول حق تعالى كه مىفرمايد « سبقت رحمتى غضبى » جميع اين معانى مرعى است : اما اوّل از براى آنكه اگر رحمت او نبودى هيچ‌چيزى از اشيا بوجود نيامدى خاصه كه غضب بر مجرم . و امّا دوم از براى آنكه رحمت لاحق مىشود غضب را و مجرم را از دست او مىگيرد . و امّا سيوم از براى آنكه گاهى هنگام توجّه منتقم به انتقام ، رحمن به رحمت و مغفرت متوجّه مىشود و حكم منتقم بر مجرم باقى نمىماند پس سبق رحمت حقّ بر غضبش به اعتبار اين معانى است . لتحكم على من وصل إليها لأنّها ( على ما وصل اليها فإنّها - خ ) فى الغاية وقفت . يعنى تا رحمت حكم كند بر آنكه و اصل مىگردد به رحمت از آنكه رحمت سابقه بر كلّ شىء متوقف نمىشود مگر در غايت و نهايت تا اوّل عين آخر باشد . پس رحمت الهيّه اوّل همه اشياء است و آخر آن . و الكلّ سالك إلى الغاية . فلا بدّ من الوصول إليها ، فلا بدّ من الوصول إلى الرّحمة و مفارقة الغضب . يعنى كلّ عباد بل كلّ اشياء سالك‌اند به قطع مراتب وجود علمى و عينى به حركت دوريّهء وجوديّه . پس چاره نيست از وصول به غايات و كمالاتش ، لاجرم از وصول به رحمت و مفارقت از غضب و احكام آن چاره نباشد ، چه غايات اشياء
هامش
( 1 ) - نكته چهاردهم كتاب « هزار و يك نكته » در اقسام سبق ، و سير تكاملى تاريخى آن است .