و كمالاتش نمىباشد مگر مرغوب إليها و مفروق عنها .
فيكون الحكم لها فى كلّ و اصل إليها بحسب ما تعطيه حال الواصل إليها .
پس درين حال حكم رحمت راست در كلّ عين از اعيان كه و اصل مىگردد به غايتش ، پس شامل مىگردد رحمت بر جميع آن اشياء به حسب درجات و تفاوت طبقات ايشان . پس بعضى را نعيم در عين حجيم باشد تا گويند : بيت
ما سوختگانيم كه از لذت سوز * از صدر جنان سوى سقر بگريزيم
و بعضى را در جنّت ؛ و بعضى را در اعراف .
فمن كان ذا فهم يشاهد ما قلنا * و إن لم يكن فهم فيأخذه عنّا
يعنى هركه صاحب بصيرت و خداوند عرفان باشد و قلب قابل او مصيقل گشته به مصقلهء ايقان ، مشاهده كند آنچه را گفتيم در وجود به مشاهدهء عيانى ؛ و اگر چنين نباشد و ليكن ايمان آورده بود به انبياء و اولياء اخذ اين اسرار از ما كند به طريق تقليد ايمانى .
فما ثمّ إلّا ما ذكرناه فاعتمد * عليه و كن بالحال فيه كما كنّا
يعنى نيست در نفس امر آنچه ما ذكر كرديم و به بيان آن قيام نموديم . پس اعتماد كن بر قول ما و صاحب مشاهده و حال باش ، درين وجود دنياوى چنان كه ما در انتهاج مناهج مشاهده ، طريق مجاهده پيش گرفتيم تو نيز انخراط در سلك ما جوى تا در نيل ارفع درجات فرونگذاشته باشى كه حشر هركس بر موجب نشر اوست . بيت
حشر هركس اى پدر چون مرگ اوست * نقش آينه يقين همرنگ اوست
فمنه إلينا ما تلونا عليكم * و منّا إليكم ما وهبناكم منّا
يعنى آنچه بر شما فرومىخوانيم از حقّ بر ما نازل مىشود ، و آنچه به شما مىرسانيم از معارف و حقائق و علوم و دقائق از موهبت ماست كه بر شما نازل مىگردد ، يعنى : بيت
ما چو نائيم و نوا در ما ز تست * ما چو كوهيم و صدا در ما ز تست