تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
الاطلاع عليه فإنّ أكثر علماء هذه الطّريقة جهلوا حالة سليمان - عليه السلام - و مكانته و ليس الأمر كما زعموا . ( و اللّه الموفّق - خ ) . يعنى اگر به تمامى مقام سليمان تنبيه مىكرديم هرآينه اطلاع بر آن دشوار بودى و كمال جلال او آشنا و بيگانه را روى نمودى . و به درستى اكثر علماى اين طريقت عظمت حالت سليمان و جلالت قدر و مكانت او را چنان كه مىبايد در نيافته‌اند و گمان برده‌اند كه او تقديم اسم خود بر اسم اللّه تعالى كرد و ملك دنيا خواست و از ديگرى ضنّت نمود . و قدر و مكانت و عظمت و جلالت او عند اللّه زياده از آنست كه در حقّ او گمان مىبرند ، چه او مظهر اسم « رحمن » است كه جامع اسماء است و مطلوب او ملكى است كه متعلّق به دنيا نيست ، و لهذا ذكر ملك به تنكير تعظيم كرد ؛ و دنيا نزد حقّ برابر پر پشه‌اى نيست چنان كه در حديث آمده است . لاجرم امر چنان نيست كه در حقّ او گمان برده‌اند . تمنّاى منصب سليمانى لائق هركس نيست و سلوك طريق ملك خاصى كه او راست به پاى هوس نى . آرى اين سلطنت معنوى را ، بيت :
رندى بايد ز شهرها تاخته‌اى * بنياد وجود خود برانداخته‌اى زين گرم روى ، سوخته‌اى ، ساخته‌اى * اندر قدمى هر دوجهان باخته‌اى
و اللّه الموفق و الهادى ، و إليه مرجع ( يرجع - خ ) المبادى .