تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
داشته باشد و خواه نى ، چنان كه محجوب مىگويد كه حق سبحانه و تعالى حكم مىكند در ملك خويش به آنچه مىخواهد ، و تقدير مىكند كفر بر كافر و معصيت بر عاصى بىآنكه اعيان ايشان مقتضى آن باشد و تكليف ما لا يطاق از براى حكمتى كه او مىداند بر بندگان جائز مىدارد . فما حكم القضاء على الأشياء إلّا بها . پس حكم نكند قضاء بر اشياء مگر به‌حسب اقتضاى اشياء كه از حضرت الهيّه طلب حكم مىكنند به قدر استعداد و قابليت خويش . و هذا هو عين سرّ القدر الذى يظهر
لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
. يعنى اين معنى كه عبارت است از حكم قضاء بر اشياء عين سرّ قدر است كه ظاهر مىشود آن را كه قلبى داشته باشد متقلب در اطوار عوالم ملك و ملكوت ، و القاى سمع كند به نور ايمان صحيح ، و مشاهد انوار حق باشد در عوالم حسيّه و مثاليّه .
فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ
پس خداى راست حجت تامّهء قويّه بر خلقش در آنچه اعطاء مىكند از ايمان و كفر و انقياد و عصيان ، نه خلق را بر وى ، چه اعطاء نمىكند ايشان را مگر آنچه از وى مىطلبند به حسب استعدادات خويش ، پس تقدير كفر و ايمان و انقياد و عصيان از نفس خويش بر اعيان نكرده است بلكه مناظر « 1 » تقدير ، اقتضاى نفس اعيان است .
هامش
( 1 ) - در همه نسخ شرح خوارزمى كه در دست داريم ، ظاهر عبارت « مناظر » خوانده مىشود ، و عبارت قيصرى اين است : « فما قدّر عليهم الكفر و العصيان من نفسه بل باقتضاء أعيانهم ذلك و طلبهم بلسان استعداداتهم أن يجعلهم كافرا أو عاصيا . . . » ( ط 1 - چاپ سنگى - ص 299 ) . مناظر ، اسم فاعل است كه تقدير با اقتضاى نفس اعيان ناظر به يكديگرند . و كسى را رسد كه گويد : شايد اصل آن مقاطر به هيئت اسم فاعل بوده است ، بدين وجه كه تقدير با اقتضاى نفس اعيان - مانند دو نقطه مقاطر بر كره - مقاطر يكديگرند .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 657 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى