قلوب به كلم .
و گاه از كلم ، ارواح كاملهء كمّل اراده كرده مىشود كما قال تعالى :
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
.
يعنى واسطهء ارتقاى ارواح طيّبه به مراقى اعلى ، و رابطه اعتلاى او به مدارج اقصى ، عمل صالح است كه قسمى است از حكمت و حضرت مولى - قدّس سره - در مثنوى معنوى بدين اشارت كرد آنجا كه فرمود :
حكمت دنيى فزايد ظنّ و شك * حكمت دينى برد فوق فلك
و ما در شرح مثنوى ديباچهى دفتر ثالث مولوى را كه مىگويد : الحكم جنود اللّه تعالى فى أرضه تقوى بها أرواح المريدين ، بتحقيق اقسام حكمت و توضيح حكم الهيّه موشح ساختهايم و مقدّمه در آن باب پرداخته ، طالبان حقايق و اسرار را از آن موضع مطالع انظار بايد ساخت .
و در قرآن مجيد و فرقان حميد در مواضع متعدده عيسى را عليه السلام كه يكى از كمّل است كلمه خوانده ؛ و خود همهء موجودات كلمات اللّهاند چنان كه در آيهء كريمه :
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي ، وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
اشارتست بدانچه هر موجود از مرتبهء « عمائيّه » كه از تعيّن مبرّاست و از اسم و نعت معرّا ، و ازاينروى مستلزم عماى فهوم و ابصار است بواسطهء « نفس رحمانى » كه عبارت از انبساط وجود و امتداد اوست صادر شده است .
پس اعيان موجوده چون عبارتست از تعيّنات واقعه درين نفس وجودى ، لاجرم از روى مشابهات او به كلمات لفظيّهء واقعه در نفس انسانى به حسب مخارج « كلمات » خوانند ؛ اما در تتميم وقوف بر سرّ حروف به تقديم رسيده است كه
هامش
-« وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ »يعنى المعارف العقلية ترغّبه فيها و ترقّيه إلى هناك » . ( ج 1 - ط 1 - رحلى چاپ سنگى - ص 129 - س 31 ) .