تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
و الأسماء الالهيّة كلّ اسم يفتقر العالم إليه من عالم مثله أو عين الحقّ . يعنى اسماى الهيّه عبارتست از آنچه عالم به دو مفتقر است در وجود و ذات و كمالاتش ؛ خواه اسمى كه محتاج اليه است از جنس عالم باشد ؛ و خواه ناشى از عين حق ، و تجلى از تجلّياتش بود ، چون ارباب اعيان . و مىشايد كه « من عالم » بيان « كلّ اسم » باشد و معنى چنين بود كه : اسم الهى هر عينى است كه عالم محتاج است به دو ؛ خواه عينى از اعيان موجوده باشد ؛ يا ثابته علميّه يا عين حقّ ، چون افتقار ولد به عين أبوين فى كونهما سببا لوجوده ؛ و چون افتقار ما در وجود به سوى اعيان علميّهء خويش چه اگر موجود در علم نباشد در عين به وجود نيايد و چون افتقار ما به سوى اسمائى كه اعيان ثابته مظاهر آن اسماء است و آن ذات الهيّه است به اعتبار هريكى از صفات . پس اسم اطلاق كرده مىشود بر اعيان موجوده و بر اعيان ثابته كه از جنس عالم است ؛ لكن از وجوه ربوبيّتش نه از جهت عبوديتش . چنان كه اطلاق كرده بر ارباب اين اعيان كه آن ذات است به اعتبار هريكى از صفات . فهو اللّه لا غيره ، و لذلك قال :
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
. يعنى اين اسمى كه محتاج اليه است عين حقّ است نه غير او ؛ خواه از جنس عالم باشد و خواه نى ، از آنكه محتاج اليه نشود مگر به اعتبار ربوبيّتش ؛ و ربوبيّت اللّه راست نه غير او را ؛ و وجود نيز لحقيقة ( نيز به حقيقت - خ ) او راست ، و كمالات لازمه از رزق و حفظ و ربوبيّت همه حق راست « 1 » . پس عين را از آن حيثيّت كه عالم است غير عجز و نقص و امثال اين نيست ؛ و همه اين صفات راجع
هامش
( 1 ) - عبارت نسخ چنان بود كه نقل كرده‌ايم . و عبارت قيصرى بدين صورت است : « و أيضا الوجود هو اللّه ، و الكمالات اللازمة له من الرزق و الحفظ و الربوبية كلّها للّه . . . » و مراد از وجود در عبارت قيصرى ، وجود حقيقى است كه حقيقت وجود است ، و ترجمه صحيح آن اينكه : وجود حقيقى خدا است ، و كمالات لازمه وجود از رزق و حفظ و ربوبيّت همه خداى را است .