تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
زان همه كاروبار و گفت و شنود * اثرى نيست جاودانه پديد صد جهان خلق همچو تير برفت * نه نشان گشت و نه نشانه پديد قطره بس ناپديد بينم از آنك * هست درياى بىكرانه پديد نه كه خود قطره كى خبر دارد * كه پديدست بحر يا نه پديد دو جهان بال و پرّ سيمرغست * نيست سيمرغ و آشيانه پديد ره به سيمرغ چون توان بردن * پيش هر گام صد نشانه پديد گر درين شرح شد زبان از كار * از دل آمد بسى زبانه پديد سرّ فروپوش چند گوئى از انك * نيست پايان اين فسانه پديد شير مردان مرد را اينجا * عالم عذر شد زنانه پديد ندهد شرح اين كسى چو فريد * كآسمان هست از آسمانه پديد
فسبحان من لم يكن عليه دليل إلّا نفسه ( دليل سوى نفسه - خ ) پس پاك است پروردگارى كه دليل برو جز ازو نيست از آنكه وجود خارجى و اعيان دالّه بر وى در حقيقت عين اوست . پس دليل برو جز نفس او نيست ؛ لاجرم اينجا نه دليل مغاير مدلول است و نه علت مباين معلول . بيت :
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 495 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى