تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
حسب صفات متكثّره و متميّزه . لاجرم اسم به اعتبار عين و ذات ، عين حق است ؛ و به اعتبار صفت كه غيرست امر متخيّلى كه ما درصدد بيان اوئيم ؛ و آن عبارت است از اسما و اعيان و مظاهر موجوده‌اش در خارج چه آن همه از حيثيّت آنكه ظلال ذات الهيّه‌اند خيالست ؛ و از آن روى كه عين وجود حقّ است حق است ظاهر در صور متخيّله ، خواه صور عينيّه غيبيّه باشد يا روحانيّه يا مثاليّه يا حسيّه كه اين خيالات است . بيت :
تا كه شد اين خيال خانه پديد * هر زمان گشت صد بهانه پديد ناپديدست عيسى مريم * قصهء سوزنست و شانه پديد صد جهان ناپديد شد كه نشد ( ناپديد من كه نشد - خ ) * ذرّه‌اى كس درين دهانه پديد گرچه تو صد هزار مىبينى * هيچ‌كس نيست در ميانه پديد چون دو گيتى بجز خيالى نيست * كيست غمگين و شادمانه پديد زين همه نقش‌هاى گوناگون * نيست جز نقش آن يگانه پديد روشنى از يك آفتاب بود * گر شود در هزار خانه پديد مرغ در دام اوفتاده بسى است * وى عجب نيست دام و دانه پديد مىنمايد بسى خيال و ليك * نه زمانست و نه زمانه پديد