و اول دينى است كه حق سبحانه و تعالى آن را برگزيده است و آن را به انبيا عطا داده و ايشان را شناساى آن ساخته و باقى مؤمنان را به واسطهء ايشان شناسا گردانيده ، و بدين تعريف و تبليغ رسالت و تبيين دين حجّت حق بر خلق گشتند .
و دوم آنكه ارباب هدايت به نور حقّ و اصحاب تفكّر در « عالم امر و خلق » از نزد خود تكليف و الزام كنند بر نفس خويش مشقّت را به سبب شناختن مقام عبوديّت خود و عرفان رتبت ربوبيّت حق به انوارى كه لامع گشته باشد از بواطن نقيّه و لايح شده از اسرار زكيّهء ايشان و بار عبوديت بر نفس خويش نهند و داد رياضت و مجاهدت دهند ؛ تا به شكر نعم پروردگارى كه خلق ايشان كرده است و هدايت داده قيام نموده باشند كما قال تعالى :
وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ
. يعنى بعضى ابتداع رهبانيّت كردند و به رياضت و مجاهدت روى آوردند و ما آن عبادت بر ايشان تقدير نكرديم مگر از براى ابتغاى رضوان اللّه ، پس ايشان حقّ رعايت آن عبادت به تقديم نرسانيدند ، لاجرم هركه ايمان آورد بدين عبوديت از انوار قدسيّه و كمالات نفسيّه كه اخلاق شريفه و ملكات فاضله است اجر او در كنارش نهاديم و به قدر مجاهده دولت مشاهدهاش داديم .
و مراد از قول شيخ كه فرمود و قد اعتبره الله اين است ، و بيشتر مردم كه عمل بدين عبادت نكردند و به اقامت شرايعى كه به لسان انبيا مقرر شده قيام ننمودند موسوم به فسقاند ، يعنى خارجاند از اتيان به مقتضاى دين و از انقياد به احكام ربّ العالمين . و شيخ قدّس اللّه سرّه به عبارت الدّين دينان إلى آخره بدين دو قسم اشارت كرده است .
و جاء الدّين بالألف و اللام للتّعريف و العهد ؛ فهو دين معلوم معروف و هو قوله تعالى :
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
و هو الانقياد . فالدّين عبارة عن انقيادك ، و الّذى من عند اللّه هو الشّرع الّذى انقدت أنت إليه .
يعنى لفظ دين در كلام ربّ العالمين كه فرمود :
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
به