فص حكمة روحية فى كلمة يعقوبية ظاهر آن است كه روح مفتوح الراست و آن راحت است . و ايراد اين به ملاحظهء قول اوست سبحانه از لسان يعقوب عليه السلام كه :
يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
.
چنان كه در حكمت هر نبى ذكر كرده مىشود آنچه در حق او در تنزيل وارد است و سبب تعرّض به اين كلمه به حسب خصوصيّت آنكه شيخ درين حكمت بيان مىكند احوال دين را از « انقياد و جزا و عادت » و به هريكى از اينها راحت حقيقيّه حاصل است و روح دايم سرمدى و اصل :
اما به « انقياد » ظاهرست ، چه هركه انقياد اوامر حق كند و انتهاء از نواهى او پيش گيرد و به طريق استسلام روى به سوى حق آرد درجهء عليا و راحت قصوى دريابد .
اما به « جزا » چون انسان بشناسد كه جزا مترتّب بر اعمال اوست و از مقتضيات ذات و استعدادات او ، اگرچه وجود و خلق آن جزاء از حضرت حق باشد هرآينه بدين معرفت راحت عظيمه او را حاصل آيد زيرا كه مىداند كه آنچه به دو مىرسد از روح و راحت و رنج و مسائت از نفس و ذات اوست ، لاجرم حمد نگويد مگر