تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
ذات خود را و مؤاخذه نكند مگر نفس خود را . اما حصول راحت به « عادت » نيز ظاهر است چه انسان هرگاه كه اعتياد كند به چيزى ، از آن امر معتاد لذت و راحت دريابد . و مىشايد كه كلمهء روحيّه مضموم الرّا باشد چه معانى ثلاث كه مفهومات دين است همه از شأن روح است كه مدبّر بدن است ، پس در ميان هر دو مناسبت متحقّق باشد . و تخصيص حكمت روحيّه به كلمهء يعقوبيّه از آن جهت است كه يعقوب را عليه السلام علم انفاس و ارواح حاصل بود . و كشف روحانى داشت و لهذا گفت :
لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ
، چه در مقام روح خويش لقاى يوسف و برادرش را به وجدان اجمالى در مىيافت كما قال :
إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ
اما وجدان عيانى تفصيلى نداشت ازين روى چشمان او از حزن سپيد گشت و اللّه اعلم . الدّين دينان : دين عند اللّه و عند من عرّفه الحقّ تعالى و من عرّفه من عرّفه الحقّ ؛ و دين عند الخلق ، و قد اعتبره اللّه فالدّين الّذى عند اللّه هو الّذى اصطفاه اللّه و اعطاه الرّتبة العليّة على دين الخلق فقال تعالى
« وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ : يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ »
أى منقادون إليه . بدانكه « دين » را از روى لغت مفهومات است كه بطريق اشتراك لفظى بر آن اطلاق كرده مىآيد و آن « انقياد » است و « جزا و عادت » . و در شرع همهء اين مفهومات ثلاث معتبر است از براى آنكه انسان تا انقياد احكام الهى ظاهرا و باطنا نكند و به اتيان اوامر و انتهاء از نواهى قيام ننمايد و جزاى اعمال و روز جزا را معتقد نشود و ثواب مطيع و عقاب عاصى را محقّق نداند مؤمن نباشد ، پس دين جامع باشد معانى ثلاث را . و دين خالى نيست كه صادر باشد از حضرت « جمع الهى » به ارسال انبياء عليهم السلام ؛ يا صادر شود از « حضرت تفصيل » .