تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
تحقيق « علو » و شروع در بيان او . و علو را تقسيم كرد به علو مكان و علو مكانت يعنى مرتبت ؛ و در ازاى اين سفل نيز منقسم مىشود به دو قسم : سفل مكان چون مركز ، و سفل مكانت چون مرتبهء مشركين كه آن اسفل سافلين است . و چون علو نسبتى بود از نسب به‌جاى العلوّ علوّان . العلوّ نسبتان گفت تا تقدير آن باشد كه العلوّ له نسبتان . و أعلى الأمكنة المكان الّذى يدور عليه رحى عالم الأفلاك و هو فلك الشّمس ، و فيه مقام روحانيّة إدريس عليه السّلام . ببايد دانست كه عالىترين امكنه از روى جهت عرش است كه محدّد جهات است « 1 » ؛ و « فلك شمس » را اعلاى امكنه داشتن به اعتبار آنست كه قبلهء عالم افلاك و وسط اوست و مدار عالم افلاك بر وى است ؛ نه بدان معنى كه مركز باشد و دوران افلاك بر وى بود ، بلكه بدان معنى كه مىگويند مدار بدن بر « قلب » است ، يعنى ازو و اصل مىشود فيض به جميع بدن . پس از فلك شمس و اصل مىشود فيض به جميع افلاك ، چنان كه از كواكب او منور است جميع افلاك و به وى مرتبط است كواكب چون ارتباط ولات به سلطان . اگرچه هريكى را روحانيّت خاصّه است كه بدان استفاضه مىكند فيضى خاص از جناب الهى چنان كه هر نفسى را از نفوس فيضى است « خاص » از روى عين ثابته‌اش كه در ميان او و حق واسطه نيست و فيض « عامّى » است به واسطهء عقل اول و نفس كلّيّه و باقى روحانيات افلاك سبعه از مدبرات . پس شيخ در عين علو مكانى ، اثبات كرد علو مكانت را لاجرم گوئيا مىگويد
هامش
( 1 ) - شايسته است كه در اين مقام نخست فرق ميان فلك رياضى و فلك طبيعى مجسّم - اعنى هيئت مجسّمه - ؛ و نيز فرق ميان عرش روحانى و عرش جسمانى بيان شود . خواننده گرامى را به رساله « كل فى فلك يسبحون » كه رساله دوم از ده رساله به قلم اين كمترين است ( ده رساله - ط 1 - ص 55 ) ؛ و همچنين به درس هجدهم دروس معرفة الوقت و القبلة ( ص 109 ) ؛ و نيز به درس صد و هفتم « دروس هيئت و ديگر رشته‌هاى رياضى » ( ط 1 - ج 2 - ص 730 ) ارجاع مىدهيم .