تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
نوع معيشت مناسب طور شيخ و موافق اصحاب قدسى شعار او نيست ، و ليكن چون اين گونه تدبير در چنين جمعيتى « 1 » صورت مىتواند بست هرآينه او نيز در تمهيد اسباب آن [ 463 الف ] كوشيده ساير اعيان و اصحاب را به موافقت رخصت دهد « 2 » .
ولاتك باللّاهي عن اللّهو معرضا * فهزل الملاهي جدّ نفس مجدّة
و چيزى از نقود كه عمّال ديوان بزرگ بدين طرف كشيده باشند هر چه در وجه اجناد آن نشيند ، بديشان رسانند و چيزى كه از آنجا زايد ماند ، به صوب كوهستان غرب روانه گردانند . و آن دو كوهستان است از يمين و يسار ، مشتمل بر صنوف اجناد و عمّال و مملوّ به انواع اقوام و احشام ، همه ارباب ركاب و رحال ، و اصحاب حطّ و ترحال « 3 » ؛ «
هر لحظه « 4 » به منزلى و هر دم « 5 » جايى
» . بنيان اين مملكت و جملگى اساس آن ، بر تمشيت اين حشم و ترفيه حال ايشان منوط است و قواعد استقامتش ، به ضبط اين سرزمين و اصول اين جبال مربوط . اين مملكت از جهت طول به آخر آن كوهستان منتهى مىشود .

تجهيز سلطان عشق لشكر معشوق را و فرستادن به استفتاح ديار عقل

قوّت نظرى چون حكايت وضع مملكت به پايان رسانيد و قصّهء كمّيّت اعداد و اجناد و كيفيّت احتشاد ايشان و تفرقهء نقود و جواهر آن تفصّى نمود ، بندگى حضرت سلطنت پناهى بناى پيغام را بر فحواى « 6 »
و نحن أناس نرتدي الحلم شيمة * و نغضب أحيانا فنروي العواليا
نهاده او را روانه گردانيدند و در عقب عساكر ظفر مياسر [ 463 ب ] فتح ميامن حضرت معشوقى را ياساميشى فرمودند كردن . سرحدّها و دروازه‌ها را به اعيان امرا و وجوه ملوك « 7 » بخش كرده بر مقتضاى فرمان
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ »
مقرّر گردانيده متوجّه گشتند .
هامش
( 1 ) .I: جمعى ( 2 ) .FوJ: + بيت ؛G: + شعر ( 3 ) .B: + ع ؛FوJ: + مصراع ( 4 ) .I: روز ( 5 ) .BوI: شب ( 6 ) .F: + بيت ؛GوJ: + شعر ( 7 ) . در اصل ندارد ؛ مطابق همهء نسخه بدلها افزوده شد .
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى ) — صفحة 56 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة