مىنمايند « 1 » .
وُشاقانى چو مرواريد خوشآب * سمن ديدار و خندان و شكرخاى
همه سر تيز و سخت و چست و چالاك * همه پاكيزه روى و چهرهآراى [ 461 ب ]
همه ثابت قدم هنگام كوشش * همه در وقت راحت لذّتافزاى
هر نقدى كه برين « 2 » دروازه وارد گشت ، اولا به محلّ عرض خدمتش مىرسانند . اگر به محكّ قبول او تمام عيار آمد بعد از آن ، آن را سكّه مىزنند و به سوى دار العيار مملكت روانه ساختند « 3 » . و در آنجا سبّاكان استاد باشند « 4 » ، ايشان به سبك و تخليص و تصفيهء آن ، بواجبى قيام نمودند « 5 » و نقود آن به ديوان بزرگ روانه كردند « 6 » . و آن ، شهرستانى است بهغايت لطيف و نزه ، مشتمل بر انواع انهار و اشجار و محتوى به صنوف عمّال و خواجگان . هر چند به وخامت هوا منسوب باشد ، الّا اهاليش همه قوى مزاج باشند . اگر چه آبش صافى و سرد نباشد و ليكن بهغايت گوارنده و هاضم بود . و آنجا مستقرّ ايالت يكى از ملوك طبيعت است و ديوان مواجب امرا و اجناد آنجا دارند . و از او « 7 » به همه اطراف و اكناف مملكت ، اجرا روانه كنند « 8 » تا ايشان نقود آن را به موجبى كه در دفاتر تقويم ديوانى ثبت گشته بر چهارپايان قوى هيكل نهاده متوجّه اعيان امرا و خزاين گردانند . هر چه از دار العيار به سكّهء قبول رسيد بدينجا روانه كردند « 9 » و باقى را به طرف ولايت زير . و آن شش بلوك است كه در طرف شهرستان بزرگ واقع شده مشتمل بر صنوف اجناد ثلاثه ، همه اصحاب قوّت و ارباب شوكت باشند [ 462 الف ] . و در ميان ايشان ، تيراندازان سخت باشند و كار ايشان ، دفع موذيان و مفسدان مملكت است . و در آن ولايات ، هم از عمّال ديوان بزرگ ، طايفهاى باشند كه هر نقدى كه لايق
هامش
( 1 ) .F , GوJ: + بيت
( 2 ) .C , EوI: بدين
( 3 ) .I: مىسازند
( 4 ) .I: استاده مىباشند
( 5 ) .I: نمايند
( 6 ) .I: گردانند
( 7 ) .I: آنجا
( 8 ) .D: مىكنند
( 9 ) .I: گردانيده