سوم آب انگور كه حاصل آن شراب است ) 224
أهفو إلى كلّ قلب بالغرام له * شغل ، و كلّ لسان بالهوى لهج
و كلّ سمع عن اللّاحي به صمم * و كلّ جفن إلى الإغفاء لم يعج
آهنگ هر قلبى مىكنم كه او را با عشق كارى باشد ، و آهنگ هر زبانى كه به عشق گويا گردد ، و هر گوشى كه از سرزنشگر ناشنوا باشد و هر چشمى كه به سبك خوابى هم مايل نگردد ( ابن فارض ) 100 ، 185
عذر الّذي يهوي جمالك واضح
عذر كسى كه جمال تو را دوست دارد ، آشكار است 179
و بالحدق استغنيت عن قدحي
با چشم يار از قدح خويش بىنياز گشتم ( ابن فارض ) 14
لو يسمعون كما سمعت حديثها * خرّوا لعزّة ركّعا و سجودا
آنچنانكه من سخن « عزّة » را شنيدهام ، اگر آنان نيز مىشنيدند ، به ركوع و سجدهء وى مىافتادند . 248
باطن لا يكاد يخفى * ظاهر لا يكاد يبدو
نهفتهاى است نمىخواهد پنهان بماند و پيدايى است كه نمىخواهد آشكار شود 170 ، 222
لم يخل عضو من هواك و إنّما * كلّي بحبّك هائم متواجد
في كلّ ناحية لحسنك كعبة * فإليك طرفي حيث أقبل ساجد
عضوى از من خالى از عشق تو نيست . به راستى كه همگى وجود من به دوستدارى تو سرگشته و شوريده است .
در هر طرف كعبهاى براى حسن تو هست ؛ پس چشم من به هر سو كه رو كند ، سجدهگر توست . .
260
ففي كلّ شيء له آية * تدلّ على أنّه واحد
در هر چيزى نشانهاى بر وفق اوست كه بر يگانگى وى دلالت مىكند ( ابو العتاهية ) 162
بك كلّ شىء ناطق متحرّك * و لطيف سرّك في الجوامد حامد
هر چه هست ، به تو گويا و پوياست ؛ و در جمادات راز نهان توست كه ستايشگر است 254