مير سيد شريف جرجانى ( متوفى 816 ) كه خود منتسب به طريقهء نقشبندى است ، در شرح مواقف معاصرت بايزيد و امام را رد كرده و همچون مشايخ نقشبندى معتقد شده است كه « چون ابو يزيد استفادهء حقايق و معارف از روحانيت امام مىنموده ، لاجرم انتساب او به آن حضرت اشتهار يافته » « 1 » .
مشايخ متأخر نقشبندى نيز اكثرا بر همين عقيدهاند و نسبت تصوف بايزيد را نسبت روحانى شمردهاند همچون شيخ عبد المجيد بن محمد الخانى در المواهب السرمدية / 105 و يس بن ابراهيم السنهوتى در الانوار القدسية / 105 و محمد امين الكردى در المواهب السرمدية ( خلاصه ) / 32 . تنها محمد اسعد صاحب زاده است از نقشبنديان شام كه در الفيوضات الخالدية / 38 چنان كه گفتيم قايل به همزمانى شده و ادلهاى تراشيده است . و ظاهرا انگيزهء او درين امر رد قول كسانى بوده است كه سلسلهء نقشبندى را منقطع پنداشتهاند . و در آنجا صاحبزاده حتى به مشايخ نقشبندى معاصرش ( چون علامه محمد بن سليمان بغدادى صاحب الحديقة الندية و شيخ ابراهيم فصيح حيدرى صاحب المجد التالد و شيخ محمد الخانى صاحب البهجة السنية و عبد المجيد الخانى صاحب الحدائق الوردية ) نيز اعتراض كرده است كه با گفتههاى خود ( دربارهء عدم معاصرت بايزيد و امام صادق ) سبب شدهاند كه بهانه بدست بدخواهان و معترضان بيفتد و كسانى چون واسطى در روضة الناظرين سلسلهء نقشبندى را گسسته بشمرند و گناه آن مسببان هم كم از گناه واسطى نيست كه « المتسبب كالقائل » !
2 - شيخ نور الدين ابو الفتوح محدث گمان كرده است كه انتساب صحبت بايزيد به امام صادق از زلات كاتبان سرچشمه گرفته . و گفته است : « تواند بود كه [ بايزيد ] به ملازمت امام على بن موسى بن جعفر الصادق رسيده باشد ، و كاتبان از روى سهو نام نامى و اسم سامى او را [ يعنى « على بن موسى » را ] ننوشته باشند « 2 » .
در اينجا لازم بتذكر است كه برخى نوشتهاند ابو يزيد از امام على بن موسى الرضا ( 153 - 202 ) - كه با او همعصر بوده است - طريقت گرفته است .
و علاوه بر نسبت روحانى كه او را به امام صادق مىپيوسته نسبتى جسمانى نيز با امام رضا داشته است . اين سخن را شيخ محمد امين كردى نقشبندى در المواهب السرمدية
هامش
( 1 ) - مجالس المؤمنين / 264 .
( 2 ) - ايضا / 264