« در خروج و دخول نفس واقف باشد كه در نسبت حضور مع اللّه فتورى واقع نشود » ( نفحات / 408 )
و در متن ما درين موضع معنى نخستين « نسبت » مراد است ، يعنى « طريقه و كيفيت مخصوصه و معهودهء » سلوك نقشبندى .
ص 10 س 10 . امام محمد غزالى را تربيت در علم باطن از ايشان است -
براى اطلاع مفصل دربارهء ارادت امام محمد غزالى به ابو على فضل بن محمد فارمدى ( 407 - 477 ) و تصوف و طريقهء غزالى و مشايخ ديگر او و نيز ترجمهء احوال ابو على فارمدى رجوع شود به : غزالىنامهء استاد همايى ( چاپ دوم ) صفحات : 103 - 105 ، 280 - 281 ، 399 - 402 .
ص 11 س 1 . مرغ روحانيت ايشان از بيضهء بشريت -
اين تعبير در آثار ديگر نقشبنديه نيز به كار رفته است :
« . . . پستان براى تو خشك كردهام و تربيت به تمامى بجاى آوردم تا مرغ روحانيت تو از بيضهء بشريت بيرون آمد . اما مرغ همت تو بلند پرواز افتاده است » .
( انيس الطالبين و عدة السالكين ورق
b
42 . و نيز ورق
b
64 و
b
71 ) .
« . . . و مرغ روحانيت شما از بيضهء بشريت بيرون آمده . . . » ( رشحات / 55 ) .
« . . . و گفتند [ امير كلال ] : پستان را براى شما خشك كردم تا مرغ روحانيت شما از بيضهء بشريت بيرون آمد » ( نفحات / 382 )
ص 12 س 6 . ولادت شيخ ابو الحسن بعد از وفات شيخ ابو يزيد به مدتى است -
وفات بايزيد بسطامى در 261 اتفاق افتاده است ( رك : تعليقهء بعد ) و وفات ابو الحسن خرقانى در شب سه شنبه عاشوراى سال 425 « 1 » .
و نسبت خرقهء ابو الحسن خرقانى اگر چه به با يزيد مىپيوندد ، و ليكن اين نسبت روحانى است نه جسمانى ، چه در ميانهء وفات بايزيد و تولد خرقانى مدتها فاصله است . مولانا جلال الدين نيز در جايى از مثنوى كه قصهء بايزيد و ابو الحسن خرقانى را آورده گويد :
از پس آن سالها آمد پديد * بو الحسن بعد وفات بايزيد
مثنوى 2 ( دفتر چهارم ) / 387
هامش
( 1 ) - نفحات الانس / 298