طريقهء ايشان مناسبتى نداشته باشد و از نسبت او متأثر شوند و اگر چه آن كس از اهل سلوك يا اهل علم و تقوى باشد ، زيرا كه نسبت اين عزيزان فوق همه نسبتهاست و هرچه غير آنست بار خاطر ايشان است . گاهى لفظ بار گويند و از آن مرضى و عرضى اراده كنند » ( رشحات / 116 ) .
اينك شواهدى از متون نقشبندى براى هر دو معنى نسبت :
1 - معنى اول : طريقه :
« مدت هفت سال متصل به ورزش آن نسبت شريفه قيام مىنمودهاند » ( رشحات / 332 ) .
« تا دم صبح روى به قبله مىنشينند و باهتمام تمام نسبتى را كه از حضرت ايشان فرا گرفتهاند مىورزند » ( ايضا / 340 )
« فرمودند كه از دو پسرك در نواحى تاشكند اين نسبت را يافتيم . . . » ( ايضا / 349 ) .
« حضرت ايشان در تاشكند بشرف قبول نسبت مشرف گشته » ( ايضا / 357 )
« سيد قاسم در مبادى حال . . . با حضرت خواجهء بزرگ خواجه بهاء الدين . . .
ملاقات كرده بودهاند و صحبت داشته و بعد از آن خود را بر طريقه و نسبت ايشان مىداشتهاند » ( ايضا / 235 )
« هر چند معلوم نيست كه وى ( حافظ ) دست ارادت پيرى گرفته و در تصوف به يكى از آن طايفه نسبت درست كرده باشد . . . » ( نفحات / 614 )
« صورت آن شخص كه اين نسبت از او يافتهاند در خيال آورند » ( ايضا / 403 )
2 - معنى دوم : صفت غالب سالك و ملكهء نفسكشى :
« تا آن زمان كه نسبت مريد قوت نگرفته است و دران متمكن نشده باشد با وى مدارا . . . كنيد » ( رشحات / 278 )
« نسبت غيبت و كيفيت استغراق و بيخودى بر ايشان غالب بود » ( ايضا / 329 ) .
« و ذكر چند با شرايطش گفتم تا اندك نسبت حضورى حاصل شد » ( ايضا / 341 )
« دران مجلس به يمن التفات حضرت ايشان نسبتى بزرگ و جمعيتى قوى حاصل شد » ( ايضا / 357 )
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 119
مساهمون: خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
ص١١٩