تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
مثنوى مولوى 2 ( دفتر چهارم ) / 278 ضبط مثنوى : مثنوى را چون تو مبدأ بوده‌اى . . . ص 7 س 11 . ديدهء غيبت . . . داد - مثنوى مولوى 2 ( دفتر چهارم ) / 280 ص 7 س 12 . شرح تو . . . در نهان - مثنوى 3 ( دفتر پنجم ) / 3 . ضبط مثنوى :
مدح تو غبنست با اهل جهان * همچو راز عشق دارم در نهان
ص 7 س 13 . ليك گفتم . . . حسرت خورند - مثنوى مولوى 3 ( دفتر پنجم ) / 4 . ضبط مثنوى : من بگويم وصف تو تا ره برند . . . ص 8 س 3 - 4 . عزيمت ، رخصت - رخصت و عزيمت از اصطلاحات علم اصول فقه است . و در تعريف و تقسيم‌بندى و فروعات آنها باختلاف اقوال گوناگونى از فقهاى شافعى و حنفى رسيده است . رخصت در لغت بمعنى سهولت و آسانى است . و در اصطلاح عبارتست از « صرف الامر - اى تغييره - من عسر الى يسر بواسطة عذر من المكلف » . بدين شرح كه در برخى از موارد به عللى خاص حكم شرعى تغيير مىيابد . و اين تغيير اگر از حكم مشكل‌ترى به حكم آسان‌ترى باشد ، رخصت ناميده مىشود . مانند روزهء رمضان كه حكم اصلى آن وجوب است ولى بسبب عذرهايى چون بيمارى و سفر وجوب آن برداشته مىشود و به حكمى آسان‌تر - يعنى افطار - تغيير مىيابد . رخصت يا واجب است چون اكل ميته براى مضطر ، و يا مندوب است چون قصر نماز مسافر ، و يا مباح است چون ترك روزه در سفر . و اما عزيمت كه لغة بمعنى قصد است در اصطلاح عكس رخصت است يعنى تغيير حكمى آسان به حكمى دشوار به عللى . مانند شكار كه حكم اصلى آن اباحت است ولى در هنگام احرام حج اين حكم مباح حرام مىگردد . عزيمت بر عدم تغيير
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 112 | خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا ) / احمد طاهرى عراقى