ص 2 س 6 . « يفنى » : يفنى بفتح النون فى نسخة المخدومى بخطه الشريف « 1 » قدس سره . ( چ )
ص 2 س 8 . « انسان عيون المحققين » : المراد بالعيون اقطاب ، و بالانسان قطب الاقطاب . ( چ )
ص 2 س 15 . « كلمات قدسيه » : و توصيف « كلمات » به « قدسيه » بواسطهء آنست كه از عالم قدس وارد شده و وجود بشريت را در آن مدخل نيست . و اشارت [ بدين ] معنى آنكه : « بر زبان ايشان مىگذرانيدند » . ( چ )
ص 13 س 18 . « التنويه » : بلند آواز گردانيدن .
ص 3 س 10 - 11 . « و يقينى كه اهل بصيرت . . . . خوارق عادات باشد » :
خوارق عادات مشترك است ميان مؤمن و مشرك . و اما يقينى كه از سخنان اين طايفه پيدا شود كه اهل استقامتاند ، در آنجا هيچ اشتراك نيست . ( چ )
ص 4 س 9 . « علايق و عوايق » : مراد بعلايق موانع ظاهريست و مراد به عوايق موانع باطنى ، چون خيالات و اوهام فاسده « 2 » .
ص 4 س 11 . « علم وراثت » : مراد بعلم وراثت علمى است كه نتيجهء عمل است . و اشارت به اين علم است آنچه حضرت رسول - صلى اللّه عليه و سلم - فرموده كه : من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم .
ص 4 س 12 - 14 . « از طورى است . . . . نتوانستند » : آنچه طريق دريافت آن به غير ذوق ممكن نيست ، اگر كسى آن را از الفاظ و عبارات فرا گيرد و گمان برد كه آن چيز را دريافته است ، چون در حقيقت غير آن را دريافته است ؛ جهل مركب خواهد بود . ( چ )
ص 4 س 13 - 14 . « به حقيقت شرح او . . . . نتوانستند » : يعنى از ديدن و دريافتن نه از گفتوگو و نه از شنيدن . پس به گفتوگو و عبارت حقيقتش نيايد معلوم ، ليك تنبيهى و تشويقى گردد ظاهر و معلوم .
ص 4 س 16 . مشايخ ترك - قدس الله تعالى اسرارهم - گفتند : پارچه بخشى نپريمان پارچه بغدادى نپرسمان ( ؟ ) .
هامش
( 1 ) - ص : به خط شريف
( 2 ) - « چون . . . فاسده » از ( چ ) افزوده شد .